عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۱۶

با بالا و پایین شدن تخت متوجه فرد دوم روی تخت شد ..
تهیونگ همانند آروم چراغ را خاموش کرد سپس در کنار او دراز کشید زیر یک پتو .. مین جی به حرکت ارامی میخواست روی پهلو برچخد .. ولی درد وحشتناک ای به پایین تنه و شکمش داد که اخم کرد و عینی زیر لبی گفت تهیونگ تند آرنج اش را روی تخت گذاشت و سر بلند کرد : خوبی .. مین جی چی شده
دخت م به سختی چرخید سمتش و غمگین نگاهش کرد : خوبم چیزیم نشده
تهیونگ بازم نگران سر روی بالشت او گذاشت : اصلا دلم رازی نیست کاشکی بریم بیمارستان ؟
دخترک پلک زد و دستش را روی گردن او گذاشت سپس صورتی که حالا نزدیک بهش بود گفت : نه خوبم نیازی نیست ..
تهیونگ گرم پلک زد و این نشان دهنده خواب بدون اش میشد .. مین جی آروم گفت : تو بخواب من تا دیر وقت خواب بودم
تهیونگ تا حدی خسته و داغون پلک زد و چشمانش را بست سپس نفس عمیقی کشید تا بلکه امروز را دیگر هیچ وقت تجربه نکند خسته و اسر الکل کم کم به خواب می‌رفت تا اینکه صدا آرامی شنید : دوست دارم .. ولی این فقد یک خواب بود به رویا
دیدگاه ها (۱)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۷نوزاد با یک احساس عجیبی بیدار شد ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۹مضطرب نگاعش لرزید و تورم گفت : چی...

بلاخره تهیونگ روانی به خود آمد .. آروم از روی صورت و بدن همس...

پارت ۲۱۵تهیونگ دست دراز کرد و دکمه های پیراهن او را باز نمود...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۶برخورد بدی در سرش گشت و بدون توجه...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۱مین جی پلک زد و شرمنده خندید : را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط