{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از آداب مهمان داری ات چیزی نمی دانم

من از آداب مهمان داری ات چیزی نمی دانم

ولی در شهر من رسم است می بوسند مهمان را...
دیدگاه ها (۱)

امام زاده صالحامیدی بر جماعت نیست، میخواهم رها باشماگر بی ان...

عَلی شاهعَلی ماهعَلی راهعَلی نَصْرُمِن اللهعَلی زِمزِمه ی هَ...

تهران شهر تنهایی رفتن, تنهایی خوردن, تنهایی خندیدن, تنهای...

دلمان خواست , درست کردیم.. ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ..ﺩﻝﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

جای خالی‌ات، در میانِ دل‌های ما پُر می‌شود؛ای که در نگاهِ ما...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

واقعا نمی دانم چرا...خجالت نمی کشید می آید اوسی های بقیه رو ...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

𓏲𑁍 ⃝‌‌‌‌‌🍃N࿐‌‌‌‌‌‌‌‍⋆#قدم‌زناندر خیابان‌...

حس می‌کنم مدت‌هاست سقوط می‌کنم و به زمین نمی‌رسم؛ غرق می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط