{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امام زاده صالح

امام زاده صالح

امیدی بر جماعت نیست، میخواهم رها باشم
اگر بی انتها هم نیستم بی ابتدا باشم

چه می شد بین مردم رد شوی آرام و نامرئی
که مدتهاست میخواهم فقط یک شب خدا باشم

اگر یک بار دیگر فرصتی باشد که تا دنیا -
بیایم دوست دارم تا قیامت در کما باشم

خیابانها پر از دلدار و معشوقان سر در گم
ولی کو آنکه پیشش میتوانم بی ریا باشم؟

کسی باید بیاید مثل من باشد، خودم باشد
که با او جای لفظ مضحک من یا تو، ما باشم

یکی باشد که بعد از سالها نزدیک او بودن
به غافلگیر کردنهای نابش آشنا باشم

دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگم
بگوید خانه را ول کن بگو من کی، کجا باشم؟
دیدگاه ها (۲)

عَلی شاهعَلی ماهعَلی راهعَلی نَصْرُمِن اللهعَلی زِمزِمه ی هَ...

بیست و یک سال پیش منو داداشام ...خود را شبی در آینه دیدم ، د...

من از آداب مهمان داری ات چیزی نمی دانمولی در شهر من رسم است ...

تهران شهر تنهایی رفتن, تنهایی خوردن, تنهایی خندیدن, تنهای...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشم اگر بی انتها هم نیستم ب...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

امیدی بر جماعت نیست، میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم ب...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

*دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگمبگوید خانه را ول کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط