{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز از یه پیرزنه پرسیدم..

امروز از یه پیرزنه پرسیدم..

اون وقتا که شما جوون بودین.
کسی ساپورت می پوشید؟

گفت؛نه اون وقتا ما از این قرتی بازیا
بلد نبودیم.
یه دامن کوتاه میپوشیدیم
خیلی ساده بیرون میرفتیم..

اصن این سادگی اون قدیما منقلبم کرد.
دیدگاه ها (۲۷)

درها، راز کلیدها را می دانند..زن ها راز عشق را..میبینی؟هیچ ک...

خداوند قادرترین کارگردانست..که با رسیدن سپیده دم میگوید:نور/...

قرار دادن آینه در آسانسورها...

بین دوست نداشتن و فراموش کردن.تفاوت است..میتوان کسی رو دوست ...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

P⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۵نامجون : اینها عکس استایلای ا.ته زمان...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

مترجم مردهp یکی از روس‌ها با یه صدای بم و عصبی یه جمله طولا...

برده عمارت جئون

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط