{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعت خانه ی ما فصل نمی شناسد تو که می آیی جلو می رود تو ک

ساعت خانه ی ما فصل نمی شناسد تو که می آیی جلو می رود تو که می روی ،می ایستد
دیدگاه ها (۱)

تو محالی همانقدر محال که اجابت نفرین های مادرم ...

.با چشم هایت حرف دارم می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگ...

در من ریشه کرده ای، اسمت که می آید، گونه هایم گُل می اندازند...

روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود خانه ی دیوانگان دیوار می ...

نبودنِ تــوفقط نبودنِ تو نیستنبودنِ خیلی چیزهاست…کلاه روی سَ...

زندگی تمامش خطای دید استمن تو را می بینم تو مرا نمی بینیتو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط