{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم تنگِ تو و تو نفست تنگ کسی

نفسم تنگِ تو و تو نفست تنگ کسی
کاش می شد که ‌در این غصّه به دادم برسی
قسمتم بوده اگر بال و پری عشق تو‌ داد
تا که در عرصه ی سیمرغ بپرّد مگسی
تا زلیخا بشود ملعبه ی دست ترنج
یوسفی بوده ته چاهی و بانگ جرسی
می رسم یک شب باران زده آخر به خدا
بکند بین دل و دشنه ی تو دادرسی
در خودم حبسم و افسوس خدا می داند
بدتر از یک دل وامانده نمانده قفسی
همه پی در پی پیدا شدن هم نفسی
نفسم تنگ تو و تو نفست تنگ کسی
دیدگاه ها (۷)

دیوانـه شدم تا کـه نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی ت...

ای که از چشم من احساس مرا می خوانیاحتیاجی به سخن نیست ،خودت ...

در غزل هایم تو را، با التزام آورده اممطلع شعری و دائم از تو ...

در حسّ و حال خوبِ دعا دوست دارَمَتاقرار میکنم...که تو را دوس...

*****فیک: 언더그라운드서울**part11**جین: بسه دیگه ... جونگکوک بیا کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط