آرام و ات بعد از کلی شنگولی بلخره خوابشون برد و بقیه هم خواب ...
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
آرام و ا.ت بعد از کلی شنگولی بلخره خوابشون برد و بقیه هم خواب بودن آرام روی زمین خوابید و ا.ت روی تختش ا.ت بعد از چند ساعت تقریبا ساعت ۳ بیدار شد و خیلی موهای بهم ریخته بود مثل جن ها میشد و از اتاق بیرون رفت
ویو آرام:
وای چقدر با ا.ت خوشگذشت ولی اون روانی ها خیلی رومخ بودن ( اعضای بانتن) ولش کن بزار برم ی چیزی کوفت کنم
ویو نویسنده :
آرام رفت سمت آشپزخونه خیلی رندوم از یخچال بطری نوشابه رو خورد که یهو یکی به شونه آرام دست زد و ارام مثل وحشی ها سیلی زد تو صورتش و مثل سونیک به اتاق ا.ت الفرار شد
آرام زیر پتو :
اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم
فردا صبح:
ا.ت از بقیه زود تر بیدار شده بود و رفت داخل هال و دید که سانزو رو مبل نشسته و به ی گوشه خیره شده و رفت سمتش و دید چشمش بسته اس و بیدار نبوده و رفت کنارش نشسته و به شونه اش زد و گفت: هی ....پشمک بیدار شو!
یهو سانزو چشماش رو باز کرد و دست ا.ت رو گرفت و به سمت خودش کشید و از ا.ت لب گرفت و بوسه اش یکم ملایم بود و ا.ت خیلی شوکه شد و سرخ شد و یهو ا.ت خواست از سانزو جدا بشه ولی سانزو دستش رو برد سمت کند ا.ت و کمر ا.ت رو گرفت و به خودش نزدیک کرد و از لب های ا.ت جدا شد و محکم بغلش کرد و سرش رو کنار گردن ا.ت گذاشت و نفس های گرم سانزو به گردن ا.ت میخورد و ا.ت سرخ شد
یهو صدای *کلیک* میاد
ا.ت برمیگرده و میبینه آرام ازشون فیلم گرفته
آرام با خنده ان شیطانی و مهربون: این و پست کنم؟
سانزو و ا.ت با صورت لبو: اصلااااااا!!!
آرام : باشه باشه 😅 ولی نگهش میدارم
ا.ت : باشه ولی به کسی نشون ندیااااا
آرام: قول نمیدم
ا.ت : اراممممممم
آرام: باشه باشه گوه خوردم
در همان لحظه آرام برگشت که بده داخل اتاق که یهو ....
■■■■■■■■■■■■■■■■■■
عزیزان گرامی من کرم دارم 😂😜
تا پارت بعد بای بای
آرام و ا.ت بعد از کلی شنگولی بلخره خوابشون برد و بقیه هم خواب بودن آرام روی زمین خوابید و ا.ت روی تختش ا.ت بعد از چند ساعت تقریبا ساعت ۳ بیدار شد و خیلی موهای بهم ریخته بود مثل جن ها میشد و از اتاق بیرون رفت
ویو آرام:
وای چقدر با ا.ت خوشگذشت ولی اون روانی ها خیلی رومخ بودن ( اعضای بانتن) ولش کن بزار برم ی چیزی کوفت کنم
ویو نویسنده :
آرام رفت سمت آشپزخونه خیلی رندوم از یخچال بطری نوشابه رو خورد که یهو یکی به شونه آرام دست زد و ارام مثل وحشی ها سیلی زد تو صورتش و مثل سونیک به اتاق ا.ت الفرار شد
آرام زیر پتو :
اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم
فردا صبح:
ا.ت از بقیه زود تر بیدار شده بود و رفت داخل هال و دید که سانزو رو مبل نشسته و به ی گوشه خیره شده و رفت سمتش و دید چشمش بسته اس و بیدار نبوده و رفت کنارش نشسته و به شونه اش زد و گفت: هی ....پشمک بیدار شو!
یهو سانزو چشماش رو باز کرد و دست ا.ت رو گرفت و به سمت خودش کشید و از ا.ت لب گرفت و بوسه اش یکم ملایم بود و ا.ت خیلی شوکه شد و سرخ شد و یهو ا.ت خواست از سانزو جدا بشه ولی سانزو دستش رو برد سمت کند ا.ت و کمر ا.ت رو گرفت و به خودش نزدیک کرد و از لب های ا.ت جدا شد و محکم بغلش کرد و سرش رو کنار گردن ا.ت گذاشت و نفس های گرم سانزو به گردن ا.ت میخورد و ا.ت سرخ شد
یهو صدای *کلیک* میاد
ا.ت برمیگرده و میبینه آرام ازشون فیلم گرفته
آرام با خنده ان شیطانی و مهربون: این و پست کنم؟
سانزو و ا.ت با صورت لبو: اصلااااااا!!!
آرام : باشه باشه 😅 ولی نگهش میدارم
ا.ت : باشه ولی به کسی نشون ندیااااا
آرام: قول نمیدم
ا.ت : اراممممممم
آرام: باشه باشه گوه خوردم
در همان لحظه آرام برگشت که بده داخل اتاق که یهو ....
■■■■■■■■■■■■■■■■■■
عزیزان گرامی من کرم دارم 😂😜
تا پارت بعد بای بای
- ۶.۳k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط