{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم خودمو گول بزنم، همه ی خاطراتم رو انداختم ی گوشه ای

خواستم خودمو گول بزنم، همه ی خاطراتم رو انداختم ی گوشه ای و گفتم فراموش,,, یه چیزی ته قلبم خندید و گفت،، یادمه
دیدگاه ها (۱)

نقــاش بـاشـے! چـقــدر می گیـرے بیایے و صفحه هاے سیاه دلم...

....

قصه عاشقی من اینگونه تمام شد.... من در فکر او و او در فکر ...

ﻫــــﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ...ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻦ، ، ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻦ ...ﺣﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭ...

#novel_vampireات ...ته پس درست گفتمات میدونی چیه وقتی با تو ...

دریای عشق فصل دوم ادامه پارت ۱۹ویو یونا ظهر بود . بیدار شدم ...

بیاین یه کاری براتون دارم شما تو کامنت ها با ایموجی اسم انیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط