{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مث خاطره های پریده

مث خاطره های پریده
دو نگاه به هم نرسیده
مث شاعر و عشق و رفاقت
مث حس غریب نجابت
مث پرسه و گریه و خوندن
همه خاطره هاتو سوزوندن
مث اشکای خواب شبونه
دیگه چیزی ازم نمی مونه
دیدگاه ها (۷)

این بغض لعنتی سهمم شده همین دستاتو پس نکش که میخورم زمیناین ...

قسم خورده بودم اگه از تو جداشم دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباش...

مث لحظه ی بارون و پاییزمث چشمای خسته ی لبریزمث اشکای ریخته ر...

دووووست دارم لبالبمیسوزه عشقم از تبپرمیشم از اسم توهرثانیه ه...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

شب التیام.

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

Between Sleep and Breath

The Last Shadow

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁶مین‌جو: شما همو می‌شناسید؟سومیاو با ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط