{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر ملل

شعر ملل ..
دست

اثری از:کرول ان دافی یگانه وصالی


تو که نیستی، وقت قدم زدن دست باد را می‌گیرم،
دستان نامرئی و خیالی باد را
اما دیگر انگشتانم بافته نمی‌شوند لای انگشت‌های تو.
گنگ و آرام در قلبم، با من حرف می‌زنی.

من دست باد را می‌فشرم، برگ‌های شرابی‌رنگ را له می‌کنم،
و همه‌چیز ناگهان طلایی‌رنگ می‌شود. مشکوکم
به اینکه نکند واقعاً دست تو در دستم باشد آن‌طور که
همیشه وقتی اینجا بودی، دستم را می‌گرفتی.

چه می‌گویی در قلبم؟ سرم را خم می‌کنم تا بشنوم و
حس می‌کنم دستت بلند شده تا موهایم را نوازش کند،
مثل همین باد که درختان نق‌نقوی بالای سرم را ناز می‌کند.
حالا اما صدایت را خوب می‌شنوم، دارد از عشق حرف می‌زند.
دیدگاه ها (۱)

روزه به زبان حال گویدکم شو که همه مرید با ماست

I Am In Need Of Music - Poem by Elizabeth Bishop I am in n...

امد خیال مستش مستانه حمله اورد گفتا که نیست اینجا یعنی بدان ...

در عصر دروغگو‌های محترم؛ چگونه دروغ را تشخیص دهیم؟«اگر شما م...

نینا ریچی | اوسی توکیو ریونجرز

بقلی از جنس بهشت

"اشکهای پنهان"باد گرم با صدای ناله مانندی میان صخره ها میپیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط