پارت

پارت ۳۷

ات: نکنه فهمیده موچی هاشو خوردم

خدمتکار دوم از ترس جیغ زد

خدمتکار: شما چیکار کردین خانم.... ترس.....
ات: برام دعا کنین زنده بمونم

ات میره تو اتاقی که جیمین هست
وقتی وارد میشه جیمین رو میبینه
که فقط یه شلوار تنشه
موهاش هنوز هم خیس بودش

جیمین: صدای جیغ یه خدمتکار رو شنیدم
چیزی شده اتفاقی افتاده..... جدی.......
ات: نه.. همه چی مرتبه جای نگرانی نیست 😅
جیمین: بوی قانون شکنی میاد
ات: ن. نه بالا خیالاتی شدی ارباب کسی موچاتونو نخورده 😅
ات: خاک تو سرم چرا گفتم.... اروم...
جیمین: چی گفتی 😡..... داد....
ات: گوه خوردم..... ترس.....
خدمتکار: خانم... خانم خوبید
ات: ها چیشوده
خدمتکار: گفتم که ارباب کارتون دارن
ات: اها باشه الان میرم پیشش

ات از پله ها میره بالا

ات: یعنی داشتم کابوس میدیدم
واییی خیلی خوشحالم همش الکی بود..... ذوق...

ات به سمت اتاقی که جیمین اونجا بود میره
و دقیقا مثل تصوراتش جیمین فقط شلوار
پوشیده بود و موهاش خیس بود

ات: ارباب کارم دارید

جیمین سمت ات بر میگرده

جیمین: چیشوده ارباب صدام کردی
بالاخره متوجه شدی اربابتم
ات: اره

جیمین سمت ات یه حوله کوچیک پرتاب
میکنه و اون حوله میخوره تو صورت ات
ولی جیمین اصلا اهمیت نمیده

جیمین: بیا موهامو با اون خشک کن
ات: خب چرا سشوار نمیزنی
جیمین: اون دیگه چیه
ات: هیچی ولش

ات میره سمت جیمین
و جیمین روی تخت تخت میشینه و منتظر میشینه تا ات کارشو انجام بده

ات: این کار خیلی طول میکشه و ای.....
جیمین: هر چی کمتر حرف بزنی زود تر کارت
تموم میشه.... سرد.....

چند مین بعد

ات: تموم شد بزار شونه کنم تا موهات مرطب باشه

ات موهای جیمین رو شونه میکنه
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳۸جیمین یه لباس رسمی میپوشه جیمین: زود تر حاضر شو باید ...

پارت ۳۹ات: فکر کنم دیگه نمیترسم جیمین: عومم.. افرین ات: رسید...

پارت ۳۶ات: بالاخره میتونیم بریم جیمین: اره ات: اخیش بالاخره ...

پارت ۳۵جیمین و شوگا داشتن با هم مبارزه میکردن که از دست هردو...

پارت 43 خدمتکار : شاه دخت لطفا بیاین بهتون اتاقتون رو نشون ب...

پارت ۵۶ات: جیمین خیلی لبم میسوزه جیمین: باشه.. باشه ببخشید ا...

پارت ۴۴ات: جیمین اخرین هشدارمه جیمین: عوم... منتظرم جیمین : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط