چند پارتی

وقتی استادت بود.........🌙✨
P3/4

ات:خوردم زمین (استرس)
جیمین:داری دروغ میگی
کمی اخم کرد و ادامه داد
جیمین:راستشو بگو
توی دوراهی مونده بودم راستشو بگم ؟
مگه مهمه براش ؟
ات :زدنم
جیمین:کی؟
ات:بچه های کلاس بغلی
جیمین:برای چی باید بزننت؟
ات:اقای پارک میشه دیگه درموردش حرف نزنیم ؟
جیمین:ات ببین فقط دلیلشو بهم بگو تا خودم همشونو سر به نیست کنم
توی تعجب مونده بودم ،چرا ؟ بخاطر من ؟
ات:اقای پا.....
جیمین:اقای پارک صدام نکن ،خوشم نمیاد منو یاد این میندازی که هنوز مال من نیستی و همین باعث میشه اعصابم خورد بشه
"انقدر شوک شده بودم که آقای پارک هم متوجه شد و شروع کردیم به خندیدن
جیمین :ات میخوام که برای من باشی ،نمیتونم ببینم بقیه اذیتت میکنن ،نمیتونم ببینم با پسرای دیگه میخندی
میخوام برای من باشی فقط برای من
ات:من .....من نمیدونم چی باید بگم
جیمین:چیزی که توی دلته رو بهم بگو ژولیت من
.........
اینو و رمان رو برای بار سوم یا چهارمه میزارم و گزارش میکنن
دیدگاه ها (۱۶)

رمان

چند پارتی

جیمین فیک زندگی پارت ۷۶#

چرا حرف منو باور نمیکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط