{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کرد

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کرد
آدم، اخراج از بهشت ِبا صفا را ... باب کرد
چون که قابیل از عقب ! با بیل زد، هابیل را ...
حمله با یک بیل را ... درکُلِ دنیا، باب کرد
نوح ... نهصد سال کشتی ساخت، توی یک کویر
کار دور از عقل را ... این مرد دانا باب کرد
بارداری بی حضور جنس نر را در جهان !!
حضرت مریم، به لطف حق تعالی ... باب کرد !
از شروع این جهان، مرد از پی زن می دوید
از پی مردان دویدن را ... زلیخا باب کرد
یازده تا بچه جز یوسف، فقط یعقوب ساخت
صنعت انبوه سازی را ... فُـرادا، باب کرد
رد شدن از نیل، بی لنج و بلم، امکان نداشت
رد شدن از نیل را با چوب!! موسا باب کرد
حرفه ی آتش نشانی را ... هزاران سال پیش
از لجِ نمرود ... ابراهیم آقا باب کرد
گوسفندی که به قربانگاه اسماعیل رفت
مبحث ایثار را ... در حد اعلا، باب کرد
بس که کَل کَل کرد با موری، سلیمان نبی !
بحث و کَل کَل را میان جانورها ... باب کرد
بردن سگ در مکانِ خواب را ... از آن قدیم
عضو ی از اصحاب کهف، از بابِ تقوا ... باب کرد
پیش از این شعری نبوده با ردیفِ "باب کرد"
این ردیف خاص را ... شعرِ ترِ ما ... باب کرد

شروین سلیمانی
.
.
.
پ ن :شعر طنز
دیدگاه ها (۲)

گوشه‌ی ابرو که با چشمت تبانی می‌کنداین دل خاموش را آتش‌فشانی...

دوستت دارم، برایم حرف ِ مردم باطل استغیر ِ نامت بر زبانم هر ...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

مثل والیبال ایرانم که دیشب باختهو لهستان مثل طوفانی به تیمش ...

رمان تهکوک

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کردآدم، اخراج از بهشت ...

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کردآدم، اخراج از بهشت ...

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کردآدم، اخراج از بهشت ...

میوه ی ممنوعه چیدن را که حوّا باب کرد ...

از شروع این جهان مرد از پی زن می دوید از پی مردان دویدن را ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط