{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختی

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختی
چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی
در تمام خاله ‌بازی‌های عهد کودکی
همسرت بودم همیشه ، بی ‌وفا نشناختی؟
لیله ‌باز کوچه‌ ی مجنون صفت‌ها، فکر کن
جنب مسجد، خانه‌ ی آجرنما، نشناختی؟
دختر همسایه ، یاد جرزنی هایت به خیر
این منم تک ‌تاز گرگم‌ برهوا، نشناختی؟
اسم من آقاست ، اما سال‌ها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟ مشتبا! نشناختی؟
کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است
آه ، آری تازه فهمیدم چرا نشناختی
دیدگاه ها (۴)

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کردآدم، اخراج از بهشت ...

گوشه‌ی ابرو که با چشمت تبانی می‌کنداین دل خاموش را آتش‌فشانی...

مثل والیبال ایرانم که دیشب باختهو لهستان مثل طوفانی به تیمش ...

۷۸۶...آغاز ماجرای من و تو از آن دمیست ...که من به راستگویی ت...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی اعتنا نشناختیچشم در چشمم شدی حتی مرا نشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط