{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

+چند قدم جلو رفتیم که خبرنگارا دورمون جمع شدن

خیلی مهمه که جلوی دوربین و دیگران چجوری دیده بشیم پس سعی کردم کاملا عادی

بنظر بیام به کوک نگاهی انداختم اصلا براش مهم نبود

چهرش کاملا عین یخ یخی که هرکارش هم کنی

اب نمیشه نگاهش نه هیچ حرفی و نه هیچ حسی رو به ادم منتقل نمیکنه

داشتم با خودم همه ی این حرف هارو میزدم که حواسم نبود الان منو کوک جلوی خبرنگارا هستیم پس کل توجه ها کل نگاها روی ماست

لبخندمو پررنگ تر کردم جوری که اصلا دیده نمیشد مصنوعی باشه

همراه کوک به خبرنگارا خیره شدیم که همشون داشتن سوال میپرسیدن. &خبرنگارا

&خانم جعون ایا از زندگی مشترکتون با اقای جعون راضی هستید (میکروفن رو گرفته جلوی ات )

+(همراه لبخند ) بله کاملا راضی هستم .

&شما چی اقای جعون ؟

-لبخند کم رنگی به جماعت و خبرنگارا تحویل دادم و گفتم :منم کاملا با بودن درکنار همچین زنی معلومه که موافقم .

&یه سوال دیگه دیده شده که ازدواج شما با خانم ات کاملا اجباری بوده آیا توضیحی راجب این قضیه دارید که مطرح کنید اقای جعون

-دیگه داشتن زیادی سوال میپرسیدن که یکی بادیگاردا اومد

و خبرنگارا رو از ما دور کرد .

&آقای جعون لطفا توضیح بدید

&آقای جعون اقای جعون

+کوک رگ گردنش زده بود بیرون از عصبانیت و همین باعث شده که نگاهای بیشتری روی اون باشه .

با کوک وارد اون مهمونی شدیم

مهمونی با تم قرمز بود بعضیا داشتن به منو کوک نگاه میکردن بعضیا خوش گذروندن با هرزه ها و دسته دیگرشون داشتن ویسکی میخوردن

-بیا بریم بشینیم اونجا ( اشاره کرد به میزی که پدرکوک پدر ات و چندتا از سهامدارها و مافیاهای دیگر بودن

علامت پدر کوک =علامت پدرات×

+به سمت میزشون رفتیم و سلامی به همشون دادیم

+سلام اقای جعون سلام پدر

-سلام اقای کیم سلام پدر

=خوش اومدید

×خوش اومدید بیاید به ما ملحق شید

+کوک کنار پدرش نشست منم رفتم بشینم پیش پدرم که کوک از بازوم گرفت

ومنو نشوند روی پاهاش

(-اروم جوری که کسی نشنوه ) از جات تکون نمیخوری فهمیدی

+اوهوم

-خوبه

-گارسون برامون ویسکی اورده بود هممون برداشتیم ات هم میخواست برداره که گفتم

-تو حق نداری برداری

+چی اما

-همین که گفتم

+اجازه هیچ کارو که نمیده خداااا

داشتن سر اینکه به کی برده جنسی بفروشن بار اسحله و....اینا باهم قمار می کردن

نگاهای سنگین یه نفر رو روی خودم حس میکردم این همون جکسون

پسر یکی از مافیاها بود تو نگاهش انگار چیزی مخفی شده بود

یه جور درد بزرگی که سال هاست نخواسته بگه به کسی اما نگاهش وقتی روی منه میخواد همه ی اینارو بهم بفهمونه اما چرا دلیلش واقعا گیج کنندست

شاید توهم زدم اره توهم زدم که .....

پارت 39

شرایط 35 لایک 10 کامنت تکراری نباشه 7 بازنشر
دیدگاه ها (۲۰)

پارت 8 آخر +امشب پارتی بود هنوز مناسبتشو نمیدونستم کوک گف...

شرایط پارت بعد ۳۵لایک ۱۰ کامنت ۷ بازنشر

دوباره گذاشتمش 😊😊

تکپارتی درخواستی از جونگ کوک علامت ها ات+ کوک-+سلام من ات هس...

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )) علامت خانم جعون م ک*م.ک...

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم -اهمیتی بهشون ندادم وار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط