{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

pt2

&آقای مین کجا هستن؟ استیج نباید بدون ایشون باشه
بغضت گرفت ... سریع از در اومدی بیرون و دوباره دست چپتو نگاه کردی... که یهو گریت گرفت...اما اون صدای اشک ریختنتو شنید...
+نه...نه...نه...من دارم چیکار میکنم؟ اون ا/ت است؟
وقتی فهمیدی داره نگات میکنه ترجیح دادی دیگه پیشش نباشی پس سری از پله ها رفتی پایین و اونم داشت دنبالت میکرد اما بهت نمیرسید
+ا/ت...ا/ت...ا/تتتتت.. صبر کنننن.. لطفا... اون فقط یه اشتباه بود... وایستا... تروخدا نرو...
اما اون فقط داشت بیشتر بهت آسیب میزد... قبلا عاشق صداش بودی ولی الان حاضر بودی بمیری اما دیگه هیچوقت نبینیش...رسیدی به پارکینگ اما یه لحظه همه چی برات وایستاد...همه چی سیاه شد... تار و تیره...تو مشکل قلبی داشتی و همین کار یونگی باعث شده بود حالت بد شه... نه ... به خاطر دویدن زیادت نبود... یونگی این کارو با قلبت کرده بود... اما دیگه نتونستی چیزی رو حس کنی و آسفالت برات تبدیل به تخت شده بود...
+ا/ت....نه نه نه...ا/تتتتتت.. منو نگاه ... لطفااااا... منو نگاه کننننن... صدامو میشنوی؟... ترو خدا جوابمو بده
و زنگ زد به آمبولانس... اما چند دقیقه قبلش که تایم استراحت اعضا بود...دنبال یونگی گشتن و اون رو توی پارکینگ درحالی که دنبال ا/ت بود دیدن... پس بعد از اینکه حالت بد شد اومدن پیش یونگی
÷*نامجون*یونگی... این زنته؟ چش شده؟
+تقصیر من بود... نامجون...هق هق...من چرا اینکارو کردم؟
■*جین*چی شده ؟ چیکار کردی؟
+جین...من به اون خیانت کردم... من لیاقتشو نداشتم
☆*هوپی*چ...چی؟یو..یونگی.... چرا... با ... اون؟
و یونگی داشت گریه میکرد که آمبولانس رسید و تورو سر برانکارد گزاشتن
+منم میتونم کنارشون بشینم؟
(همسرشونین؟ بله!
♡*تهیونگ*ماهم میایم..بچه ها سوار شید
♧همسر فیکش
توی راه بهت خیره شد و اشک میریخت... همش با خودش داشت میگفت چرا اینکارو کرده... اون فقط داشت به اشتباهتش فکر میکرد اما نمیتونست تورو از فکرش کنه بیرون... اون لحظاتی که باهم داشتید... اولین روز زندگیتون که داشتی باهاش غذا میخوردی... اون نمیتونست فراموشت کنه... ولی درکت میکرد که چقدر ازش متنفری که یهو صدای چیزی اون رو از این فکر انداخت بیرون...
بیپ...بیپ....بیپ...بیپ
(آقای راننده لطفا سریعتر برید...حالشون خیلی بده
+چ..چی شد..شده؟
(همسرتون ایست قلبی کردن ... اگر تا پنج دقیقه پیوند نخورن امکان فوتشون خیلی زیاده...
+نه.. نه ..نههههههععععع... خانم دکتر من بدون اون نمیتونم... ازتون خواهش میکنم... لطفا... اون زندگیمه...هرچقدر پول بخواید بهتون میدم فقط سریعترررررررر
(تلاشمونو میکنیم...
ماشین ها شعورشون خیلی زیاد بود و با صدای آژیر آمبولانس کنار میزدند ... خیلی سریع تورو به بیمارستان رسوندن و سریع برانکارد آوردن و تورو بردن اتاق عمل..
دیدگاه ها (۲)

pt1

-نکن... بدم میاد×چشم خانومییی🎀🌙....داری چی میبینی؟-روباه نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط