{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو تمومش کن

+رو تمومش کن...
-آقای مین... بازی رو خودت شروع کردی.. اما این بازی تازه شروع شده...
+آ...آقا...آقای مین؟چرا اینطوری حرف میزنی؟
-نه میخوای بهت بگم کیتن؟ شاید قبل کنسرت برام یونگی بودی... الان کسی هستی که فقط به عنوان عیادت کننده منی‌‌‌... میتونی همینم نباشی.. فقط کافیه از در بری بیرون.. برات که سخت نیست؟ چون میتونی دوباره بری ببوسیش و بگی زنم حالش بد بود و الان منو نمیخواد پس منم با تو میمونم*پوزخند*
+تو درباره من اینطور فکر میکن...میکنی؟من انقدرا هم پست نیستم... لطفا... من رو ببخش... من تورو دوست دارم...اون چیزی جز هیجان نبود
-دربارت باید چی فکر میکردم؟ که من رو ابلح فرض کردی؟
+نه .. نه .. نه ... تو ابلح نیستی... تو زندگیمی!
با هر کلمه ای میگفت انگار داشتی میبخشیدیش اما غرورت اجازه نمیداد...یهو اعضا رو دیدی که دارن میان تو
●خب... به تفاوق رسیدین؟
♧ا/ت بچه خوبی شد؟
÷حالت خوبه؟
-حالا حالا ها... نمیتونم ببخشمش
-من باید بچه خوبی میشدم؟ یا این خیانت کار ؟
-مرسی... بهترم... به شرطی که این رو ازم کنار ببرید
+ا/ت... متاسفم...من نباید باهات این کارو میکردم... تاوانش رو باید بدم...فقط راهنماییم کن که دیگه از این کارا نکنم...
نشستی رو تخت...
-هی... یعنی چی؟ یعنی این برات درس عبرت نشد؟ به راهنمایی نیاز داری؟*یه سیلی توی گوشش میزنی*
■هااااا... ا/ت‌... چرا... یه دفعه ای؟
☆اصن چرررررااا؟
-چون لیاقتشه...
که یهو دیدی یونگی سرشو پایین انداخت... و سریع به سمتت حمله ور شد... و یه بوسه سر لبت کاشت...شاید این میتونست حکم عفو اون باشه..
+بخشیدیم؟
-داری چیکار میکنییییی؟
+چیزی که لیاقتته
-عاممم...
+دیدی منم بلدم کارمو بکنم... حالا تو منو بزن منم ببوسمت..
-واقعا که اغوا گری و احمقی
+میدونم...
¤خبببببب... تبریک  میگمممممم
■آفرین... خب حالا کی میخواد مارو مهمون کنه؟
-یونگی؟
+باشهههه... من مهمونتون میکنممممممم.. فقط به خاطر زنمممم
÷ما پخیم؟
+نه .. توهین نباشد داداش...
¤ما کی از یونگی خیر خاصی دیدیم؟...
تاماممممم
دیدگاه ها (۱)

سر تخت بیمارستان دراز کشیده بود... تازه آورده بودنش و صورتش ...

+خانم پرستار... اونو کجا میبرید؟(بخش عمل قلب...لطفا همینجا ب...

pt2

سناریو ران پارت۲

Love in the dark①⑨ا/ت: صبحانه باید چیز گرم بخوری نگران بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط