{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دختره رفته بودم رستوران

با دختره رفته بودم رستوران
نمکدونش از این پیچوندنیا بود
هی تکونش میداد، نمک نمیومد،
خیلی آروم تو گوشش گفتم بپیچونش
اونم اول یه نگاه به دور و برش کرد و بعد نمکدونو گذاشت تو کیفش.
.
.
.
هیچی دیگه، صاحب رستوران تعطیل کرد پرنده فروشی زد
(crazy)(crazy)(crazy)
دیدگاه ها (۷)

do you like it پارت⁷⁰⁹:⁰⁷نور خوشید از لا به لای پرده ها به ص...

فیک تهیونگ

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_7منه لعنتی داشتم چه غلطی میک...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط