دختر جهنمی

پارت : ۱۱
ویو جین :
هیچی دیگه برگشتم سر نقطه اول ، دوبار زنگ زدم جواب نداد ،گفتم شاید خوابه ولی ‌.‌‌‌‌....
اه جین خفه شو
راوی : جین رفت از اتاق بیرون راه پله ها سرد بود دیوار ها سرد تر اما خونه هنوز رنگ شادابی داشت ، جین وارد آشپز خانه شد و با لیسا ای که به یه جا خیره شده مواجه شد
جین : سلام (دست تکون داد)
اما لیسا هنوز تکون نخورده بود ، روی صندلی نشسته بود و به نا کجا اباد نگاه میکرد
صدای فر بلند شد و لیسا تکون نمیخورد
جین خودش خاموشش کرد
لیسا : باید بهش بگم
جین : لیسااالاعاااذیدنفتقنت(عربده با صدای جینی)
لیسا از جا پرید
لیسا : واییی جین ، یه اوهنی پهنی
جین : لیسا می... هعیی
لیسا : حالا چیشده مگه؟
جین فر رو نشون داد
لیسا : عواااااااا خاک
جین : به سرت
تهیونگ ظاهر شد
ته : هوششش چتونه ؟
ساکت شدن
جین : اون چیه ؟(با سرش به دستش اشارع میکنه )
ته : روز نامه
جین : اوه روزنامه ، اقای پروفسور ، من کور نیستم واسه چی روزنامه دستته(کمی بلند)
ته : هوررررر مردم خوابن ، حالا میگم واسه چی روزنامه
جین : مردم ؟ ، یا معشوقه ی مخفی
لیسا : چییی
لیسا سرشو از تو پختن اورد بیرون و به دوتا اوزگل نگاه کرد
ته : چیمیگی تو ها ؟
لیلی : چی میگع
جین : کی دیشب رفت دنبال دختره ، لابد من
ته : کی دیشب امد رو تختت
ته ویو :
جین امد فحش بده که صدایی از پله ها امد
و بله جنی بود (بانو) همه بهش نگاه میکردن
خیلی دقیق از پله ها پایین می امد و..‌.
جنی : صبح بخیر
به سمت آشپزخونه رفت . و پسرا هم به سمت مبل که فاصله دوری از آشپز خونه نداشت رفتند
ادامه ویو ته :
هنوز خوشگل بود ، از برق پوستش و قطراتی که در انتهای موهاش قرار داشت میشد فهمید حموم بوده
لباس صورتی بود و منودو هاش سرخ شده بود
احتمالا حرفا رو شنیده بود
جنی : نباید اینجوری برش بدی
راوی : به لیسا که داشت پای سیب و از قالب جدا میکرد اشاره کرد
لیسا نگاهش عصبی بود.
خودش هم نمیدونست چرا
جنی به لیسا نزدیک تر شد و کارد رو از دست لیسا گرفت و روی میز گذاشت و شروع به در اوردن پای کرد ‌. نرم . لطیف و تمیز
ویو لیسا :
اول عصبی بودم اما بعدش دلم اروم گرفت
صدای پا میومد ، یعنی داره میاد ؟ نمیخوام باهاش چشم تو چشم شم
اما اون امد پایین با استایل مینیمال و کلاسیک ،، ،،، وایسا وایسا وایسا ، اون داره میاره بیرون
کوک : صبح بخیر
جنی : صبح بخیر
همه : ////
کوک : بالاس
همه با تعجب بهش نگاه کردن بجز جنی
جنی : اوکیه
کوک : پس‌بای
رفت . و لیلی موند بدون جئون
(ادبیات و ۵ شدم از بیست)
تهیونگ به سمت اشپز خونه رفت و از یخچال اب انبه برداشت
سکوت حکمفرمان بود اما تهیونگ شی سکوت رو شکست
ته : امشب ساعت ۸ همه اتاق نقشه باشن
و تهیونگ اب میوه را سر کشید و رفت بالا
ویو جنی :
عجیبه
اون در برابر شهوت خیلی قویه ، اما نباید تسلیم شد . گاهی باید بجای کاناپه به یه ادم تکیه داد
لیسا از قبل نقشه خونه رو برام فرستاده بود
پای سیب رو جین بلعید
لیلی : هرررررررره
جین با دهنی پر با تعجب به لیسا نگاه کرد
سکوت
جنی : دختره دیشب کی بود ، تا حالا ندیده بودمش
لیلی : کدوم دختره ؟
جنی : داخل حیاط دیدمش
جینسا با تعجب نگاه میکردند
جنی : شبیه فرشته بود ، گریه کرده بود ، و اندامه برانده ای داشت
جین تو ذهنش : خاک عالم تو کو/نم
صدای مردی جواب جنی را داد : معشوقه مخفیه کیم سوکجین
جنی سرش را بر نگرداند ، چون اون صدا را خوب میشناخت صدای سلطه گرانه ای در عین حال لرزه انداز
او داشت از پله ها پایین می امد و دکمه های استین پیراهنش را درست میکرد
لیسا : جیسو (اروم گفت اما جنی شنید)
جنی : اولین معموریت چیه ؟(رو به جین)
جین : عاا
ته : شب ساعت ۸
همون کامل جواب جنی را داد

بسع دیگع
بای بای مامی ها
دیدگاه ها (۲۸)

ته ته

جیسو

دختر جهنمی

پارت : ۹ویو ته :مردا عجیب بودن،دقیق،اروم و ترسناک هر قدمشون ...

دختر جهنمی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط