دختر جهنمی

پارت : ۱۰
ویو ته :
اصلا حرف نمیزد
یعنی از اول میدونست من اونجام ؟
حرف بزن لعنتی سکوتت منو میترسونه
راوی : تهیونگ ملشینو نگه داشت و پارک کرد و جنی بالاخره از گوشی امد بیرون و حرف زد
جنی : چرا وایسادی
ته : میدونی جندوکی،من خیلی از بازی خوشم نمیاد
ویو جنی :
لحنش سرد نبود ولی تعنه داشت ، قوی بود
برای اولین بار بعد از سالها یه نفر داره یکم میترسونتم
خوشم امد
ته : خوب ؟
جنی : خوب
ته : اونجا چیکار میکردی ؟
جنی : تو زندگی نمیکنی
ته : خوب بزار سوالم و یه جور دیگه بگم ، اون مردا کی بودن ؟و تو اون بالا چیکار کردی
ویو جنی :
فضا سنگین بود
نباید میزاشتم قدرت و به دست بگیره ، دستم زیر چونم گذاشتم
جنی : چرا برات مهمه
{تهیونگ برای اخطار خطر ابرو هاشو بالا داد ، جنی دلش پیچ خورد}
ته : میخوای یه بار دیگه بپرسم (این بار صداش خطرناک بود)
جنی : برا عملیات قبلیمه ، تویه گروهشون نفوذ کردم و مادرشونو کشتم
ته : بالا چی ؟
جنی : اها بالا
جنی : یکی توشون هنوز نفوذیه با اون رفتیم بالا و تا بتونم فرار کنم
ته : خوبه ، خوبه که انقدر باهوشی
[جنی لبخند گشادی زد]
ته : ولی حتی یه درصد هم فکر دور زدن منو نکن
ویو جنی :
لبخندمو ور نداشتم ، ترسیدم ؟ اره ترسیدم
جنی : پوفففف
ته ماشینو روشن کرد
ویو ته :
جنی پاشو بالا اورد و کفشاش راستشو در اورد
پاهاش واقعا زیبا بود
خدا ترکیب صورتی و سفیدی رو در پوستش افریده
زیبا ، قشنگ و تحریک کننده
کفش دیگرش هم در اورد و پاها کف پاشو روی داشتبورد گذاشت و رونش قشنگ از زیر دامن معلوم بود
ویو جنی :
نفساش نامنظم بود
یعنی چی ؟
یعنی شروع شده
€_____€
اسلاید بعد
¥_____¥
ویو لیسا :
در خونع به صدا در امد
عین اسکلا رفتم باز کنم که جونگکوک و دیدم روی مبل لم داده و تلویزیون میبینه
حالا چی میبینه
طرز تهیه ی یه شیر موز
هواسم نبود در وا نکرده بودم
دوباره زنگ زده شد‌
سریع در و بازکردم
نگاه جنگکوک روم بود شایدم رو در بود
اما وایسا
چرا تهیونگ و جنی باهم امدن ؟
لیلی : شما کجا بودید
جنی : باهم رسیدیم
امدن تو
ته : جین کو ؟
لیلی : فک کنم خوابه
جنی : گشنمه
ته : تو که تو بار خودتو کشتی (دم گوشش)
کوک : چی پچ پچ میکنید
دوتاشون شک شدن
کوک : چیپس و ماست هست.
راوی : هرکس غذاشو برد تو اتاقش و خورد و خوابید
#_____#
ویو رزی :
صبح ساعت ۴ پاشدم و یه بار دیگع همچی رو مرورو کردم
شرکت خطرناکین
اما من باید پرونده رو تموم کنم
به خودم امدم دیدم ساعت ۴ صبحه سریع به محل کار رفتم
و وارد اتاقم شدم همچی عادی بود تا
*زنگ تلفن*
رزی: بله
لیلی : سلام من همونیم که زدم به ماشینتون
رزی : اوه بله بله بفرمایید
لیلی : عااا من مقصرم اگه میشه شماره کارت بدید
رزی : اول مرسی که نپیچونیدتم
لیلی : خواهش لطفا بفرستید
رزی : مممنون اس ام اس میکنم
(لیلی ریخت)
﷼______﷼
ویو جین :
صبح پا شدم دیدم جیسو بغلمه رفتم دستشویی وقتی برگشتم نبود
جین : اه شی
دیدگاه ها (۹)

دختر جهنمی

ته ته

پارت : ۹ویو ته :مردا عجیب بودن،دقیق،اروم و ترسناک هر قدمشون ...

وانشات درخواستی مینویسم اما گی و لز نهشیپ نی فیکه فقط یه اطل...

دختر جهنمی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط