{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم

مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم
مرتضی_خدمتی
دیدگاه ها (۳)

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن...

هرکجا میروم ظلم میبینم و همه میگویند "نگران نباش خدا جای حق ...

دوستان گویند سعدی خیمه بر گلزار زنمن گلی را دوست می‌دارم که ...

جرعه به جرعه میدهم شعر به نوش دلبرمدل که ...

۳۰

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط