چند پارتی جین رابطه پدر و دختری داشتین ا.ت گریه میکنه
چند پارتی جین رابطه پدر و دختری داشتین ا.ت گریه میکنه
P5
+:جین تازه میتونم راه برم
-:هیس حرف نباشه
+:پس نمیام
-:باشه کاریت ندارم
+:هنوزم قهرممم
-:یااا
+:چیه
-: هیچی بیا بغلم
+:نمیخوام
-:اععع ا.ت من بغل میخوام
+:بچه نشو
-:فقط بغل میخواممم
+:نخوا
@:ا.ت تا رفت توی اتاق تمرین یکی پرید بغلش و گفت مامانن
-:یا خدا ا.ت کی کرد..مت که بچمون الان حرف میزنه
+:اعع زشته جلو بچه خب این خانم کوچولو داشت گل میفروخت و مادر پدر نداشت منم گفتم میتونیم مادر پدرش بشیم
-:هوففف اخه چرا همچین فکری کردی ها من نمیتونم بچه رو بزرگ کنم
+:چرا ها چرا اونم ادمه باور کن خیلی اروم خواهش میکنم جین
-:نه میدونی چقدر خطر داره
+:چه خطری
-:ممکنه شغلمو از دست بدم میدونی کمپانی چقدر سخت گیره
+:خب بچه منه بچه تو نباشه
-:نمیشه
لیا: اومم فکر کنم من باعث دعوا تون شدم واقعا معذرت میخوام من کوچولو بودم مادرم فوت کرد و بابام خودکشی کرد من مجبور شدم خودم کار کنم و خاله ا.ت من اشتباه کردم بهتون گفتم مامان من باید گلمو بفروشم تا کرایه خونمو بدم
+:عزیزم تو پیشم میمونی این اقا اگه ترو نخواد منم نیستم
-:چرت نگو
+:بریم
-:باشه با کمپانی هماهنگ میکنیم که نگهش داریم
+:باشه مرسی منو لیا میریم خرید
-:باشه اینم کارت بانکیم
+:ممنون
لیا : مرسی بابا
-:اوخ گوگولی
+:بریم عزیزم
لیا : بریمم
@:رفتن کلی لباسای قشنگ گرفتن کلی لباس های جالب و گوگولی خوشگل و برند برای لیا گرفتن و روتین پوستی کودکانه گرفتن و اسباب بازی وسایل اتاقشو گرفتن و کلی خرتو پرت مث شونه کش مو گل سر و دفتر نقاشی رفتن تخت مورد علاقه لیا هم به همراه وسایل هاش سفارش دادن و همش شب رسید و اتاق لیا رو اماده کردن و ا.ت لیا حموم کرد و مسواک زد براش و موهاشو بافت کرد و گفت برات داستان میگم توام بخواب
بعد اینکه لیا خوابید ا.ت اروم پتو رو کشید روش و رفت پیش جین
+:لیا خوابش برد
-:اوه چه خوب خسته شدی
+:نه همش دوست داشتم یه بچه داشته باشم
-:خوشحالم کمپانی اجازه داد
+:منم بیا بریم بخوابیم
-:باشه
@:ا.ت و جین خوابیدن و صبح با صدای .....
خب حمایتتت کنین
شرط: ۳۰ کامنت . ۴ لایک . دوتا بازنشر
P5
+:جین تازه میتونم راه برم
-:هیس حرف نباشه
+:پس نمیام
-:باشه کاریت ندارم
+:هنوزم قهرممم
-:یااا
+:چیه
-: هیچی بیا بغلم
+:نمیخوام
-:اععع ا.ت من بغل میخوام
+:بچه نشو
-:فقط بغل میخواممم
+:نخوا
@:ا.ت تا رفت توی اتاق تمرین یکی پرید بغلش و گفت مامانن
-:یا خدا ا.ت کی کرد..مت که بچمون الان حرف میزنه
+:اعع زشته جلو بچه خب این خانم کوچولو داشت گل میفروخت و مادر پدر نداشت منم گفتم میتونیم مادر پدرش بشیم
-:هوففف اخه چرا همچین فکری کردی ها من نمیتونم بچه رو بزرگ کنم
+:چرا ها چرا اونم ادمه باور کن خیلی اروم خواهش میکنم جین
-:نه میدونی چقدر خطر داره
+:چه خطری
-:ممکنه شغلمو از دست بدم میدونی کمپانی چقدر سخت گیره
+:خب بچه منه بچه تو نباشه
-:نمیشه
لیا: اومم فکر کنم من باعث دعوا تون شدم واقعا معذرت میخوام من کوچولو بودم مادرم فوت کرد و بابام خودکشی کرد من مجبور شدم خودم کار کنم و خاله ا.ت من اشتباه کردم بهتون گفتم مامان من باید گلمو بفروشم تا کرایه خونمو بدم
+:عزیزم تو پیشم میمونی این اقا اگه ترو نخواد منم نیستم
-:چرت نگو
+:بریم
-:باشه با کمپانی هماهنگ میکنیم که نگهش داریم
+:باشه مرسی منو لیا میریم خرید
-:باشه اینم کارت بانکیم
+:ممنون
لیا : مرسی بابا
-:اوخ گوگولی
+:بریم عزیزم
لیا : بریمم
@:رفتن کلی لباسای قشنگ گرفتن کلی لباس های جالب و گوگولی خوشگل و برند برای لیا گرفتن و روتین پوستی کودکانه گرفتن و اسباب بازی وسایل اتاقشو گرفتن و کلی خرتو پرت مث شونه کش مو گل سر و دفتر نقاشی رفتن تخت مورد علاقه لیا هم به همراه وسایل هاش سفارش دادن و همش شب رسید و اتاق لیا رو اماده کردن و ا.ت لیا حموم کرد و مسواک زد براش و موهاشو بافت کرد و گفت برات داستان میگم توام بخواب
بعد اینکه لیا خوابید ا.ت اروم پتو رو کشید روش و رفت پیش جین
+:لیا خوابش برد
-:اوه چه خوب خسته شدی
+:نه همش دوست داشتم یه بچه داشته باشم
-:خوشحالم کمپانی اجازه داد
+:منم بیا بریم بخوابیم
-:باشه
@:ا.ت و جین خوابیدن و صبح با صدای .....
خب حمایتتت کنین
شرط: ۳۰ کامنت . ۴ لایک . دوتا بازنشر
- ۱.۴k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط