{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانی میرسد

زمانی می‌رسد
که صدای گام‌هایت می‌پیچد به قلبم
بوی تو می‌آید
باز برمی‌خیزم مجسمه‌ای بتراشم
از هوا، از عطر
مجسمه‌ء تو.
دستت را در میان دست‌هایم
به خواب بسپارم.
دیدگاه ها (۱)

امشب صدایت باز هم پیچیده در گوشمچون پیچکی پیچیده عشقت دور آغ...

مرا به عشق تو متهم کردندهان! اینک منم که با فخر به گناه این ...

موضوعِ درسِ چشم تو ابداعِ عشق است سر فصل بحثِ کاملِ اقناعِ ع...

سهم ما دروسط معرکه‌ی عشق چه بود؟غم و دلتنگی و حسرت همه یکجا ...

رویایی واقعی اما مانند دروغ....

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 51 ولادیمر چ...

«من زنده ام» پاهای خسته ام را از اسارت کفش ازاد میکنم. قدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط