{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانی می‌رسد

زمانی می‌رسد
که صدای گام‌هایت می‌پیچد به قلبم
بوی تو می‌آید
باز برمی‌خیزم مجسمه‌ای بتراشم
از هوا، از عطر
مجسمه‌ء تو.
دستت را در میان دست‌هایم
به خواب بسپارم.
دیدگاه ها (۱)

امشب صدایت باز هم پیچیده در گوشمچون پیچکی پیچیده عشقت دور آغ...

مرا به عشق تو متهم کردندهان! اینک منم که با فخر به گناه این ...

موضوعِ درسِ چشم تو ابداعِ عشق است سر فصل بحثِ کاملِ اقناعِ ع...

سهم ما دروسط معرکه‌ی عشق چه بود؟غم و دلتنگی و حسرت همه یکجا ...

آورده‌اند که: روزی خواجه‌ای در میان گروهی از عوام اندر فواید...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

#کپی_ممنوع⛔ اعتبار این قلمنام زیبای توست کهسطربه سطر ورق های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط