{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حواسم پرت شد دیدم

حواسم پرت شد دیدم
… دلم دستِ تو افتاده
دلم غمگین و افسرده
… ولے تو قلبت آزاده

حواسم جمع شد دیدم
ڪہﺩارےڪفش میپوشے
تو هم رفتے و من موندم
بدونِ عشق و آغوشے…
دیدگاه ها (۱۲)

جان رفته ولی ...زخم جفایت نرود...تاثیر دو چشم...بی وفایت نرو...

چشمهایت وادارم می کندکه بنویسمو چه شعری می شود دست نوشته های...

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیستو در این قافیه ها جز خطِ ...

‎ ‎‌‌‌‌ امشب نفسم بوی تو بود و تو نبودیدل مست سر کوی تو بود ...

32

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط