{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه را خورد وفنجان راشکست...آب رانوشید ولیوان راشکست...ع

قهوه را خورد وفنجان راشکست...آب رانوشید ولیوان راشکست...عاشقش بودم دل من راشکست...اونمک خورد ونمکدان راشکست...حال اوهست لایق آنچه که هست...لایق بودن با آدمهای پست...زیرسیگاریم کجاست؟!یادم آمد لعنتی آن راشکست...عکسمان را یادت هست؟؟؟این به دست من خواهد شکست...
دیدگاه ها (۱)

به یاد داداشم رضا...روحش شاد...

آدم وقتی به مناظر زیبا نگاه میکنه بیشتر به یاد نعمتهایی که خ...

لطفا هرکی با این عکس موافقه نظربده...

لونا و ويليام

پارت پانزدهم | خوشبختییک ماه بعد...هوای سئول، مثل اولین روز ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

پارت: 12 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی روغنِ سوخته‌ی دستگاهِ...

عشق در دنده آخرپارت : ۴۸هارد روی زمین فلزی انبار سر خورد و م...

رمان

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

قسمت ۶

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

پارت ۹۴ | «هنوز منتظرم...»سه روز...سه روز از آخرین گفت‌وگوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط