{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگی را دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....

گرگی را دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....
میگفت به سگی تکه استخوانی دادم ودرعوض گله گوسفندان را گرفتم ...
گرگ میگفت من اگر چندین گوسفند را پاره پاره میکنم نه بخاطر زیاده خواهی خودمه بلکه فکربچه های روباه فکر بچه های کفتار هم میکنم...
من اصالتم از دست نرفته...
برای سگ ناراحتم که چرا فکر بچه های چوپان را نمیکند...
به تمامه سگ صفتان روزگار میگم اگه خواستی کسی رو بفروشی فکر خانوادشم بکن.....
بسلامتی گرگی که اگه پاره میکنه فکره همه چیو میکنه؟ نه سگای ای روزگار که وفا یادشون رفته!
بسلامتی گرگ اصیل......نه سگای رییس؟
بسلامتی لاتای بامرام....نه با شخصیتهای سگ مرام
دیدگاه ها (۳)

خســـــتم...✖خستـــــم از خــــــــــودم...✖از خـــــودم ڪہ ...

نازنیـــــن چشــم تمنــای مــــرا یـــادت هست؟روز تشیــــیع ...

نفسم تنگِ تو و تو نفست تنگ کسی کاش می شد که ‌در این غصّه به ...

بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسماز اشک ... روی دسته ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط