Rz prpr
Rz prpr ¹²
کوک: جین عزیزم چیشدهه
جین: کوک هقق
رفتم جلو تر که دیدم از دستش خون میاد مغزم سوت کشید نکنه که آره اون شاهرگ دستشو زده بود
کوک: جین تو چیکار..
باقی حرفم با بیهوش و روی زمین افتادنش قطع شد
جیغ زدم: وای نهه
تنها کاری که الان میتونستم بکنم فقط زنگ زدن به تهیونگ بود
ویو ته
با جیمین رو کاناپه نشسته بودیم و سریال میدیم که گوشیم زنگ خورد
تهیونگ: جانم عشقم
کوک: تهیونگ هقق
با صدای گریونش حسابی نگرانم کرد از جا پریدم
تهیونگ: کوک چی شده؟
کوک: تهیونگ م ن اومد م ( صدای لرزون) خون ه دید م جین داره گریه میکن ه رفتتم نزدیک دیدم نتونست حرفشو کامل کنه و زد زیر گریه
تهیونگ: آروم باش فداتشم الان میام اونجا
کوک: تهیونگ زودتر بیا من میترسم هق
تهیونگ: اومدم قلبم اومدم
گوشی رو قطع کردم جیمین با قیافه متعجبی پرسید: چی شده؟
تهیونگ: نمیدونم فقط گفت برم
و سریع سوار ماشینم شدمو پامو رو گاز فشار دادم
ویو کوک
حسابی ترسیده بودم دستمو رو قلبش گذاشتم خیلی کند میزد
بغضم گرفته بود با صدای زنگ دویدم سمت در و بازش کردم با دیدن تهیونگ پریدم بغلش و هق زدم
کوک: تهیونگگگ
تهیونگ: جانم عزیز دلم بهم بگو چی شده
کوک: دوستم رگشو زده
تهیونگ: الان کجاست؟؟؟
کوک: داخله
کوک با کمک تهیونگ جین رو تو ماشین گذاشت و به سمت بیمارستان رفتن تو کل راه کوک گریه میکرد و تهیونگ سعی داشت ارومش کنه
وقتی رسیدن کوک سریع رفت و با برانکارد و چنتا پرستار برگشت جینو رو برانکارد گذاشتن و به اتاقی بردن
چند دقیقه بعد دکترش از اتاق بیرون اومد کوک به سمت دکترش دوید
کوک: اقای دکتر چی شد حالش خوبه؟
دکتر: باید بهش خون بدین گروه خونیش b هست
کوک: ولی من گروه خونیم o عه
تهیونگ: من بهش میدم
کوک: واقعا؟
تهیونگ: آره کوچلوم
تهیونگ با دکتر رفت چند مین بعد دکتر پیش کوک رفت
دکتر: قدر دوست پسرتو بدون اگه خون نمیداد امکان نداشت دوستت زنده بمونه
کوک لبخند زد و تهیونگو بغل کرد
کوک: مرسیی عشقم
کوک: جین عزیزم چیشدهه
جین: کوک هقق
رفتم جلو تر که دیدم از دستش خون میاد مغزم سوت کشید نکنه که آره اون شاهرگ دستشو زده بود
کوک: جین تو چیکار..
باقی حرفم با بیهوش و روی زمین افتادنش قطع شد
جیغ زدم: وای نهه
تنها کاری که الان میتونستم بکنم فقط زنگ زدن به تهیونگ بود
ویو ته
با جیمین رو کاناپه نشسته بودیم و سریال میدیم که گوشیم زنگ خورد
تهیونگ: جانم عشقم
کوک: تهیونگ هقق
با صدای گریونش حسابی نگرانم کرد از جا پریدم
تهیونگ: کوک چی شده؟
کوک: تهیونگ م ن اومد م ( صدای لرزون) خون ه دید م جین داره گریه میکن ه رفتتم نزدیک دیدم نتونست حرفشو کامل کنه و زد زیر گریه
تهیونگ: آروم باش فداتشم الان میام اونجا
کوک: تهیونگ زودتر بیا من میترسم هق
تهیونگ: اومدم قلبم اومدم
گوشی رو قطع کردم جیمین با قیافه متعجبی پرسید: چی شده؟
تهیونگ: نمیدونم فقط گفت برم
و سریع سوار ماشینم شدمو پامو رو گاز فشار دادم
ویو کوک
حسابی ترسیده بودم دستمو رو قلبش گذاشتم خیلی کند میزد
بغضم گرفته بود با صدای زنگ دویدم سمت در و بازش کردم با دیدن تهیونگ پریدم بغلش و هق زدم
کوک: تهیونگگگ
تهیونگ: جانم عزیز دلم بهم بگو چی شده
کوک: دوستم رگشو زده
تهیونگ: الان کجاست؟؟؟
کوک: داخله
کوک با کمک تهیونگ جین رو تو ماشین گذاشت و به سمت بیمارستان رفتن تو کل راه کوک گریه میکرد و تهیونگ سعی داشت ارومش کنه
وقتی رسیدن کوک سریع رفت و با برانکارد و چنتا پرستار برگشت جینو رو برانکارد گذاشتن و به اتاقی بردن
چند دقیقه بعد دکترش از اتاق بیرون اومد کوک به سمت دکترش دوید
کوک: اقای دکتر چی شد حالش خوبه؟
دکتر: باید بهش خون بدین گروه خونیش b هست
کوک: ولی من گروه خونیم o عه
تهیونگ: من بهش میدم
کوک: واقعا؟
تهیونگ: آره کوچلوم
تهیونگ با دکتر رفت چند مین بعد دکتر پیش کوک رفت
دکتر: قدر دوست پسرتو بدون اگه خون نمیداد امکان نداشت دوستت زنده بمونه
کوک لبخند زد و تهیونگو بغل کرد
کوک: مرسیی عشقم
- ۲۶.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط