{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

PART ۳ 🛐
آتش و یخهانا ماهها در عمارتش زندگی کرد. اتاقی بزرگ با شیشههای مشکی و سکوت سنگین.جونگکوک هر شب میآمد و برای چند دقیقه فقط نگاهش میکرد.گاهی میپرسید:چرا از من نمیترسیو هانا با صدای آرام جواب میداد:چون الان فقط چشمایت رو میبینم نه اون مردی که همه ازش فرار میکنن.قلب سرد رئیس مافیا ترک برداشت.دیگر نمیتوانست بین نفرت و عشق تمایز بگذارد.هانا هم کمکم عاشقش شد عاشق آن مردی که پشت قدرت و خطر زخمی بود و تنها
دیدگاه ها (۰)

🌑 PART ۴ – دشمن قدیمی باد سرد شب از لای پنجره‌های عمارت گذش...

👄PART ۲ – اسیرِ نگاهشوقتی هانا بی‌توجه از کنار محافظانش رد ش...

🔥عنوان: سایه های عشق (Shadow of Love) PART 1 رئیس بانددر قل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط