{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی غضنفر با دوچرخه از خیابان عبور میکرد.

روزی غضنفر با دوچرخه از خیابان عبور میکرد.
بسیار مرد فهیم باوجدان و مردمدار بود این ایشون.
ناگهان کنترل دوچرخه خود را از دست داد و گوشه فرمون دوچرخه‌ش به آینه بغل بنزی کشیده شد و خط بسیار ریزی بر آیینه افتاد!
مرد درستکار قصه ما پایین اومد و صاحب بنز را پیدا نکرد.
تصمیم گرفت یادداشت و آدرس برای وی بگذارد پس از گذاشتن یادداشت رفت.
صاحب بنز که آمد متوجه یادداشت غضنفر شد که اینچنین نوشته بود؛
ای شخص محترم با کمالِ خشوع و تواضع از شما عذرخواهی میکنم که خط کوچکی بر آینه اتومبیل گرانقیمت‌ـتان وارد کردم
بنده خیاطی کوچکی دارم در میدان بخارایی
جهت پرداخت خسارت و عذرخواهی تشریف بیاورید در خدمتتان هستم البته باید ببخشید
چون قلم و کاغذی پیدا نکردم با نوک چاقو برایتان روی کاپوت ماشینتان یادداشت گذاشتم
آدرس محل کار و منزل را روی صندوق عقب نوشتم جا نشد بقیه رو روی درب سمت چپ نوشتم
تلفن منزل و محل کار نیز روی درب سمت راسته اگر پیدام نکردین منزل یکی از بستگانم که آدرس همه روی سقف ماشین هست
امضاء؛ غضنفر هفلنگ😐 😆
دیدگاه ها (۱۲)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_10 فصل پنجم | ک...

روزی غضنفر با دوچرخه از خیابان عبور میکرد.بسیار مرد فهیم باو...

روزی شخصی با دوچرخه از خیابان عبور میکردبسیار مرد فهیم!! باو...

روزی مردی با دوچرخه از خیابان عبور میکردبسیار مرد فهیم!! باو...

روزی یک مرد با دوچرخه از خیابان عبور میکردبسیار مرد فهیم!! ب...

روزی یه نفربا دوچرخه از خیابان عبور میکردبسیار مرد فهیم!! با...

رویایی واقعی اما مانند دروغ...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p3هنگامی که گرد فلفل روی خط پایان پاشید، جمعیت ای...

20+1 کاربرد خمیردندان ...1- پاک سازی شیر آلاتمقداری خمیر دند...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 78✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط