𝑶𝒇𝒇 𝑺𝒓𝒄𝒊𝒑
𝑶𝒇𝒇 𝑺𝒓𝒄𝒊𝒑
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹
نور فلاش دوربینها یکی پس از دیگری روی فرش قرمز میدرخشید. صدای فلاش دوربین ها با فریادهای هیجانزدهی طرفداران و سؤالهای خبرنگارها در هم آمیخته بود.
_ این طرف لطفاً!
_ فقط یک عکس!
ماشین مشکیرنگی آرام مقابل فرش قرمز توقف کرد و چند ثانیه بعد، در ماشین باز شد. جونگکوک با کتوشلوار مشکی ساده اما شیک از ماشین پیاده شد. همان لحظه صدای دوربینها بیشتر شد. او برای چند لحظه مقابل بکگراند مراسم ایستاد؛ لبخند کوتاهی زد و اجازه داد عکاسها عکسهایشان را ثبت کنند. بعد از آن ، به سمت طرفدارهایی رفت که پشت موانع منتظرش بودند. چند امضا داد ، با چند نفر عکس گرفت و با دست تکان دادن کوتاهی از آنها خداحافظی کرد و وارد سالن شد.
چند دقیقه بعد، ماشین دیگری مقابل فرش قرمز ایستاد. این بار... تهیونگ . در باز شد و او با کتوشلوار شرابی تیره از ماشین بیرون آمد. رنگ لباسش زیر نورهای مراسم بیشتر به چشم میآمد. موهای مشکی مرتب، حالت آرام چهرهاش و قدمهای بدون عجلهاش باعث شد تمام دوربینها به سمت او برگردند. تهیونگ مقابل عکاسها ایستاد و اجازه داد عکس بگیرند . بعد از چند عکس، تعظیم کوتاهی کرد و وارد سالن شد.
مراسم با اجرای زنده آغاز شده بود. صدای موسیقی در سالن بزرگ پیچیده بود و مهمانها یکییکی در جایگاه خودشان مینشستند. جونگکوک روی صندلیاش نشست و لیوان آب روی میز را برداشت. نگاهش برای لحظهای به صحنه خیره ماند. همون لحظه ، صدای کشیده شدن صندلی کناری باعث شد ناخودآگاه سرش را برگرداند. تهیونگ کنارش نشسته بود . برای چند ثانیه نگاهش روی او ماند. بارها چهرهاش را روی پوسترها، مجلهها و صفحهی تلویزیون دیده بود. اما از نزدیک...متفاوت بود. آرامتر ، واقعیتر...جذاب تر
جونگکوک : " از نزدیک حتی بیشتر از چیزی که فکر میکردم هم خوشگل تره "
با خودش زمزمه کرد و همون لحظه، تهیونگ متوجه نگاهش شد و سرش را برگرداند. چشمهایشان برای چند ثانیه به هم رسید. نه لبخندی و نه حرفی ، فقط یک نگاه کوتاه بین دو نفری که سالها نامشان کنار هم قرار گرفته بود. جونگکوک خیلی آرام نگاهش را گرفت و دوباره به صحنه خیره شد.
مجری : حالا نوبت جایزهی بهترین بازیگر مرد سال
صدای مجری در سالن پیچید و همه رو ساکت کرد
مجری : و برنده...
چند لحظه سکوت کرد
مجری : جئون جونگکوک
صدای تشویق سالن رو پر کرد. جونگکوک از جایش بلند شد و بعد از تعظیم کوتاهی به اطرافیانش، روی صحنه رفت. جایزه را از دست مجری گرفت و مقابل میکروفن ایستاد.
جونگکوک : ممنونم
چند لحظه به تندیس داخل دستش نگاه کرد.
جونگکوک : از تمام کسانی که همیشه از من حمایت کردن تشکر میکنم. امیدوارم بتونم با کارهای بهتر، جواب این محبت رو بدم.
بعد از پایان صحبتهاش، دوباره تعظیم کرد و از صحنه پایین آمد.
بعد از چند جایزه دیگر که به بازیگران دیگر تعلق داشت بلاخره نوبت جایزه محبوب ترین بازیگر رسید
مجری : جایزهی محبوبترین بازیگر سال...
سالن دوباره پر از تشویق شد
مجری : کیم تهیونگ
این بار نوبت او بود . تهیونگ آرام از جایش بلند شد و به سمت صحنه رفت.
جایزه را گرفت و بعد از تشکری کوتاه، به جایگاهش برگشت.
.......
مراسم تا اواخر شب ادامه داشت. نورهای سالن کمکم کمتر میشد و مهمانها یکییکی آمادهی رفتن بودند اما بیرون ساختمان هنوز خبرنگارها منتظر بودند. میدانستند امشب دو نفر از بزرگترین ستارههای بی ال اینجا حضور داشتند که هر جملهای از آنها میتوانست تیتر روزنامه های فردا باشد.
....ادامه دارد
میدونم خوب نشده لطفا فرصت بدید در ادامه بهتر بشه :)
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹
نور فلاش دوربینها یکی پس از دیگری روی فرش قرمز میدرخشید. صدای فلاش دوربین ها با فریادهای هیجانزدهی طرفداران و سؤالهای خبرنگارها در هم آمیخته بود.
_ این طرف لطفاً!
_ فقط یک عکس!
ماشین مشکیرنگی آرام مقابل فرش قرمز توقف کرد و چند ثانیه بعد، در ماشین باز شد. جونگکوک با کتوشلوار مشکی ساده اما شیک از ماشین پیاده شد. همان لحظه صدای دوربینها بیشتر شد. او برای چند لحظه مقابل بکگراند مراسم ایستاد؛ لبخند کوتاهی زد و اجازه داد عکاسها عکسهایشان را ثبت کنند. بعد از آن ، به سمت طرفدارهایی رفت که پشت موانع منتظرش بودند. چند امضا داد ، با چند نفر عکس گرفت و با دست تکان دادن کوتاهی از آنها خداحافظی کرد و وارد سالن شد.
چند دقیقه بعد، ماشین دیگری مقابل فرش قرمز ایستاد. این بار... تهیونگ . در باز شد و او با کتوشلوار شرابی تیره از ماشین بیرون آمد. رنگ لباسش زیر نورهای مراسم بیشتر به چشم میآمد. موهای مشکی مرتب، حالت آرام چهرهاش و قدمهای بدون عجلهاش باعث شد تمام دوربینها به سمت او برگردند. تهیونگ مقابل عکاسها ایستاد و اجازه داد عکس بگیرند . بعد از چند عکس، تعظیم کوتاهی کرد و وارد سالن شد.
مراسم با اجرای زنده آغاز شده بود. صدای موسیقی در سالن بزرگ پیچیده بود و مهمانها یکییکی در جایگاه خودشان مینشستند. جونگکوک روی صندلیاش نشست و لیوان آب روی میز را برداشت. نگاهش برای لحظهای به صحنه خیره ماند. همون لحظه ، صدای کشیده شدن صندلی کناری باعث شد ناخودآگاه سرش را برگرداند. تهیونگ کنارش نشسته بود . برای چند ثانیه نگاهش روی او ماند. بارها چهرهاش را روی پوسترها، مجلهها و صفحهی تلویزیون دیده بود. اما از نزدیک...متفاوت بود. آرامتر ، واقعیتر...جذاب تر
جونگکوک : " از نزدیک حتی بیشتر از چیزی که فکر میکردم هم خوشگل تره "
با خودش زمزمه کرد و همون لحظه، تهیونگ متوجه نگاهش شد و سرش را برگرداند. چشمهایشان برای چند ثانیه به هم رسید. نه لبخندی و نه حرفی ، فقط یک نگاه کوتاه بین دو نفری که سالها نامشان کنار هم قرار گرفته بود. جونگکوک خیلی آرام نگاهش را گرفت و دوباره به صحنه خیره شد.
مجری : حالا نوبت جایزهی بهترین بازیگر مرد سال
صدای مجری در سالن پیچید و همه رو ساکت کرد
مجری : و برنده...
چند لحظه سکوت کرد
مجری : جئون جونگکوک
صدای تشویق سالن رو پر کرد. جونگکوک از جایش بلند شد و بعد از تعظیم کوتاهی به اطرافیانش، روی صحنه رفت. جایزه را از دست مجری گرفت و مقابل میکروفن ایستاد.
جونگکوک : ممنونم
چند لحظه به تندیس داخل دستش نگاه کرد.
جونگکوک : از تمام کسانی که همیشه از من حمایت کردن تشکر میکنم. امیدوارم بتونم با کارهای بهتر، جواب این محبت رو بدم.
بعد از پایان صحبتهاش، دوباره تعظیم کرد و از صحنه پایین آمد.
بعد از چند جایزه دیگر که به بازیگران دیگر تعلق داشت بلاخره نوبت جایزه محبوب ترین بازیگر رسید
مجری : جایزهی محبوبترین بازیگر سال...
سالن دوباره پر از تشویق شد
مجری : کیم تهیونگ
این بار نوبت او بود . تهیونگ آرام از جایش بلند شد و به سمت صحنه رفت.
جایزه را گرفت و بعد از تشکری کوتاه، به جایگاهش برگشت.
.......
مراسم تا اواخر شب ادامه داشت. نورهای سالن کمکم کمتر میشد و مهمانها یکییکی آمادهی رفتن بودند اما بیرون ساختمان هنوز خبرنگارها منتظر بودند. میدانستند امشب دو نفر از بزرگترین ستارههای بی ال اینجا حضور داشتند که هر جملهای از آنها میتوانست تیتر روزنامه های فردا باشد.
....ادامه دارد
میدونم خوب نشده لطفا فرصت بدید در ادامه بهتر بشه :)
- ۴۹۲
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط