{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک میخندید

گنجشک میخندید

به اینکه چرا من هرروز

بی هیچ توقعی برایش دانه میپاشم،

من میگرستم

به اینکه حتی گنجشک هم

محبت مرا از سادگی ام میپندارد...!!!
دیدگاه ها (۱۰)

روباهی به گرگی گفت:ای گرگ به من یاد میدهی که چطور زندگی کنم ...

تﻌــﻬـﺪ ﺩﺍﺷﺘــﻦ، ﻗــﺸﻨﮕــﻪ !!ﺣﺘـــﯽ ﺗﻌﻠــﻖ ﺩﺍﺷﺘﻦ !!!ﺍﯾﻨﮑـﻪ ﺑ...

تو رو از دست بدم چیزی نمیمونه برام مگه جز تو چیزیم هست که از...

تقدیم به دوستای مهربون وبامعرفت خودم تو به پاکي عقيقي،مثل در...

🚦چرا آمریکا مدام وسط مذاکرات به ما حمله می‌کند!؟⚠️ مذاکرات ب...

🚦چرا آمریکا مدام وسط مذاکرات به ما حمله می‌کند!؟⚠️ مذاکرات ب...

تدبر_در_قرآن وقتی دیگر فقط میتوانی بگویی: «#خدایا، خودت» گا...

«امن بودن»یک پله و بلکه چند پله بالاتر از دوست داشتن، بیشتر ...

#مثلی_لا_یبایع_مثله استاد بدون کرسیپدرش از او خواسته بود بر ...

کنترل پارت هشت

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سال‌های آخر زندگی، فاطمه مری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط