ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
به بادیگارد گفتم جیمین هم ببره پیش دکتر کنار تخت آت نشسته بودم و به مهمونی چند روز پیش فکر میکردم

«چند روز پیش»
ویو جونگکوک
آکواریوم بزرگ بالاخره آماده شد آبشو پر کردن رفتم اتاقم و نینا از اون آکواریوم کوچیک در اومد که بالش غیب شد و پاهاش ظاهر ولی زیادی سوخته بود
-میتونی راه بری؟
÷ا..اره
داشت بلند میشد که افتاد زمین پوزخند زدم
-مطمئنی کمک نمیخوای؟
÷چرا می‌خوام میشه به جیمین بگی من بیاد.؟
-جیمین ماموریته
÷هرچند دوست ندارم ولی ارباب کمکم کن
-(پوزخند)
این چه پرو و از خود راضیه دستاشو باز کرد که بغلش کنم به بادیگارد علامت دادم بیاد بغلش کنه وقتی بلندش کرد نینا با داد گفت
÷مگه تو قرار نبود کمکم کنی اینهمه بدنمو سوزوندیییی
-هه فک کردی دستمو بهت میزنم؟بادیگارد ببرش

نینا رو انداخت داخل آکواریوم بزرگ

-هومممم خیلی خوشگله
÷میدونم زیباییم خیلی تو چشمه (پوزخند)
-اکواریمو میگم برده کوچولو.عالی شده
÷من چی پس؟
-تو زیادی سیاه سوخته شدی
÷اگه اون روز بدنمو نمیسوزندی اونطوری نمیشد بیفانوس
-چی؟
÷ه...هیچی

خانوادم اومدن از جمله دختر عموهای چندشم برای نوشیدنی این مهمونی ۱۰ تا پری رو کش.تم و خونشونو گرفتم سونیا اومد سمتم

•اوپاااا(چندش)

این پارت هدیست
دیدگاه ها (۱۲)

حمایتاتون افتضاح شده😣🫠من از امتحانم میزنم فیک میزارم شما اکث...

ویو نینا (دوستان اسمش نیناست😂به نفر میگه نونا یه نفر میگه نی...

۳۵۰ ضربه زده بود به آت و به جونگکوک گفته بود فقط ۵۰ ضربه زده...

https://wisgoon.com/bts_skz_89برای پارت بعد ۱۰۰ تایی بشه و ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط