{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم

چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم

در قالب هر آرزویی دوستت دارم

 

دیگر گواه عاشقی‌، این اشک‌ها هم نیست

با این‌ همه بی‌ آبرویی دوستت دارم

 

آن چشم‌های تو همیشه راست می‌گویند

دیگر نمی‌خواهد بگویی دوستت دارم

 

دیوار هم عاشق شده، آهسته آهسته

ای قابِ عکس روبرویی، دوستت دارم

 

می‌خواستم از تو بگویم، بغض‌ امّا بغض  ... !

این‌بار هم بی‌گفتگویی دوستت دارم

 

دستت برایم رو شد ای دل! خوب می‌دانم

این روزها دلتنگِ اویی، دوستت دارم
دیدگاه ها (۲)

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم....

امشب دوباره آمده ام ، باز هم سلاممن را ببخش مرد غزل های ناتم...

بغض های کال من شوق رسیدن داشت، نه؟اشک من دیدن که نه... اما ش...

نوشته بود برایم:خودت،سه نقطه،تمام."نوشتمش که:"دلم،چون؟چرا؟چگ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

سلامچطورین؟ امیدوارم حالتون خوب که نه عالی باشه[ازمایشگاه سر...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط