ویو ات
𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏
ویو ات
صبح با نوری خورشید که پلک هام رو برای بیدار شدن نوازش میکرد چشم باز کردم.
بلند شدم و بعد از اینکه کمی به خودم رسیدم از در اتاق بیرون رفتم و با پدر و مادر مواجه شدم که همراه با هم و با عشق صبحونه اماده میکردن و میز رو میچیدن
(مادر ات =م.ا پدر ات=پ.ا)
م. ا:صبحت بخیر فرشته ی خونه
پ. ا:صبح بخیر دختر ناز
با تکون دادن سرم بهشون صبح بخیر گفتم و گونه هاشون رو بوسیدم و روی صندلی کنارشون نشستم و اروم شروع به خوردن کردم
پ. ا:راستی ات منو مادرت این چند وقت زیاد توی کافه کار داریم و ممکنه این مدت دیر وقت بیایم خونه مشکلی که نداری
توی سرچ گوشیم تایپ کردم و بهشون نشون دادم
ات:نه، مشکلی ندارم
م. ا:خوبه عزیزم
بعد از خوردن صبحونه مادر و پدرم به سمت کافه رفتن و حالا من تو خونه تنها موندم
ویو تهیونگ
از دیشب خواب با چشم هام قهر کرده بود و اصلا نتونستم بخوابم و تمام شب رو با همدم های همیشگیم یعنی اتاق کارم و برگه ها و نوشته های زیادی سپری کردمتا اینکه دست راستم(کیت)وارد اتاق شد
کیت:قربان اطلاعات بدست اومد
با شنیدن همین سه کلمه مغزم هوشیار شد
شاید فک کنید که اطلاعات چه کسی کردیم
فردی عوضی به اسم لی سونگ جان که یه مافیای عوضیه و رابطه باهاش قاراش میشه چون بار هایی که قرار بود از اسپانیا به دستمون برسه رو وسط راه ازمون دزدید و بعد هم فرار کرد
ته:خوب بگو ببینم کجاست؟
کیت:قبلا تو یه اپارتمان بوده که الان یه مدتی هست که به یه خوانواده ی سه نفره داده شده و خودش هم فعلا نمیدونیم کجا فرار کرده
#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏
ویو ات
صبح با نوری خورشید که پلک هام رو برای بیدار شدن نوازش میکرد چشم باز کردم.
بلند شدم و بعد از اینکه کمی به خودم رسیدم از در اتاق بیرون رفتم و با پدر و مادر مواجه شدم که همراه با هم و با عشق صبحونه اماده میکردن و میز رو میچیدن
(مادر ات =م.ا پدر ات=پ.ا)
م. ا:صبحت بخیر فرشته ی خونه
پ. ا:صبح بخیر دختر ناز
با تکون دادن سرم بهشون صبح بخیر گفتم و گونه هاشون رو بوسیدم و روی صندلی کنارشون نشستم و اروم شروع به خوردن کردم
پ. ا:راستی ات منو مادرت این چند وقت زیاد توی کافه کار داریم و ممکنه این مدت دیر وقت بیایم خونه مشکلی که نداری
توی سرچ گوشیم تایپ کردم و بهشون نشون دادم
ات:نه، مشکلی ندارم
م. ا:خوبه عزیزم
بعد از خوردن صبحونه مادر و پدرم به سمت کافه رفتن و حالا من تو خونه تنها موندم
ویو تهیونگ
از دیشب خواب با چشم هام قهر کرده بود و اصلا نتونستم بخوابم و تمام شب رو با همدم های همیشگیم یعنی اتاق کارم و برگه ها و نوشته های زیادی سپری کردمتا اینکه دست راستم(کیت)وارد اتاق شد
کیت:قربان اطلاعات بدست اومد
با شنیدن همین سه کلمه مغزم هوشیار شد
شاید فک کنید که اطلاعات چه کسی کردیم
فردی عوضی به اسم لی سونگ جان که یه مافیای عوضیه و رابطه باهاش قاراش میشه چون بار هایی که قرار بود از اسپانیا به دستمون برسه رو وسط راه ازمون دزدید و بعد هم فرار کرد
ته:خوب بگو ببینم کجاست؟
کیت:قبلا تو یه اپارتمان بوده که الان یه مدتی هست که به یه خوانواده ی سه نفره داده شده و خودش هم فعلا نمیدونیم کجا فرار کرده
#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
- ۶۴۲
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط