{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑
ویو ات
بعد از رفتن اون غول های بیابونی اون مرد جذاب بهم نزدیک شد و منم قدم به قدم عقب میرفتم تا اینکه کمرم خورد به میز ناهارخوری و همونجا ثابت وایستادم
ویو تهیونگ
بخاطر قد رشیدم کمی سمتش خم شدم و فاصله ی بین صورت هامون رو کم کردم
تهیونگ:خانمه زیبا میتونم اسم زیبای شما رو به خاطرم بسپارم
دوباره تایپ کرد و بهم نشون داد
ات:اسمم اته و شما؟
تهیونگ:ات؟ قشنگه اسم منم تهیونگه ، کیم تهیونگ فک کنم منو بشناسی
ات:نه نمیشنامت، چرا باید بشناسمت؟(تایپ کرد)
تهیونگ:اوه پس تو هنوز نمیدونی من کیم ها؟
سرشو به نشونه ی منفی تکون داد
تهیونگ:من کیم تهیونگ بزرگترین مافیای اسیا هستم
چشماش چهارتا شد
تهیونگ:نترس عزیزم تا وقتی من نخوام کسی نمیتونه بهت اسیب بزنه
ویو ات
وقتی گفت مافیاست بُهت زده بهش خیره شدم
تا اینکه اون دوتا غول اومدن سمت ما
کیت:قربان چیزی پیدا نکردیم
تهیونگ:هوممم....
تهیونگ دوباره به سمتم اومد و گوشیشو به دستم داد
تهیونگ:شمارتو بهم بده باید برای این لطفی که کردی و گذاشتی اینجارو بگردیم یه شام مهمونت کنم
با تردید گوشیو گرفتم و شمارمو براش زدم بعد گوشی رو بهش برگردوندم
بعد از خداحافظی که باهاشون کردم رفتم روی کاناپه نشستم و همش فکرم مشغول این بود که چرا یه مافیا انقدر باهام خوب رفتار کرد







#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
دیدگاه ها (۳)

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐ویو تهیونگنه:پس منتظر چی هستید ماشینو ا...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو اتصبح با نوری خورشید که پلک هام رو...

part 11مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 5مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط