{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روز پیش تولد 18سالگیش بود...

چند روز پیش تولد 18سالگیش بود...
دخترمو میگم!
تو روز تولدش غم عجیبی تو چشماش بود
وقتی ازش پرسیدم،فقط ازم خواست که از اتاق برم بیرون!
پشت در پا به پاش گریه کردم...
باورم نمیشد که دخترمن برای احساسش اشک بریزه :)
یاد وقتی افتادم که گریه میکردی و میگفتم اشک تمساحه:)باورت نکردم!
داشتم اتاقشو تمییز میکردم که زیر تختش سیگار پیدا کردم
تمام بدنم ریخت...
دختر من؟!
یاد وقتی افتادم که گفتی بخاطرم سیگاری شدی و من خندیدم فقط...باورت نکردم!
در اتاقشو باز کردو با سرعت تمام اومد تلفن رو برداشت و
بعد 40ثانیه کوبید زمین رفت تو اتاقش و عربده زد بردار لعنتی!
با عربده هاش توی قلبم سم ترشح میشد
یاد وقتی افتادم که حوصله تورو نداشتم!
قهرای بیخودم...
سرکار بودم،دلم عجیب شور زد...
به 20دقیقه ام نکشید که از بیمارستان زنگ زدن!
آخ...دخترم!!!
بعدها فهمیدم دخترم عشقشو با کس دیگه دیده...
از اون روز فقط با قرصای آرامبخش داره زندگی میکنه...جلوم پر پر شد!
و من فقط یاد خیانتم به تو میفتم...
بعد این همه سال یعنی منو نبخشیدی؟!
باید تاوانشو دخترم میداد؟!
تاوان بدی دادم!
برای یه پدر چه عذابی بدتر از اینکه بچش جلوش له شه؟
کاش لااقل الان ببخشتم!
من فقط میخوام دخترم به زندگی عادیش برگرده...
کاش با عشق هم بد تا نکنیم!
زمین بدجور گرده😢
دیدگاه ها (۵)

🍕

چِھ وختایْے بآ گِریھ تایپـ کردیمو اِستیکِر خندھ گذاشتیمـْ[😂...

هم اکنون من با عروسک دخے خالم 👧

#لاکچــــرے 💞

سرد برای منپارت ۱۷خیلی استرس داشتمرفتم جلوی لیا و کوک+(سرفه ...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۹۰(ویو جونگ کوک )=.............

#P𝗔R𝗧 : 37〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط