{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینویسم...

مینویسم...
برای قلبی که شکست...
ودستی که دیگرتوان نوشتن ندارد...
مینویسم..
ازسرابی که همه هستی ام را به یغما برد...
و از طوفانی که خانه آرزوهایم راویران ساخت...
مینویسم...
ازبغض..
ازسکوت..
ازهرآنچه باید بشکند..
مینویسم...
از دردهای التیام نیافته...
ازبغض های بی صداشکسته...
مینویسم...
ازتنهایی...
دیدگاه ها (۱)

تنهاییم را روی پنجره «ها» کردمتوآمدی ودستی روی آن کشیدی ..وم...

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاح...

ﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻏﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻧﻤﻰ ﺑﺮﺩﺍﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻏﻤﻬﺎ ...

تلنگر میزند امشب . . . کسی بر سقف این خانه ...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط