{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهاییم را روی پنجره «ها» کردم

تنهاییم را روی پنجره «ها» کردم
توآمدی ودستی روی آن کشیدی ..
ومن اسیرقلبی شدم ک نقاشی بود
هوا ک سردشد،قلب یخ زد..
ومن فهمیدم..
هوا که سردباشدقهوه هم ازدهن می افتد
خاطرات ک جای خود دارند!!
دیدگاه ها (۱)

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاح...

آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند..آدمها در یک لحظه ..با یک تلفن....

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگرتوان نوشتن ندار...

ﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻏﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻧﻤﻰ ﺑﺮﺩﺍﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻏﻤﻬﺎ ...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

bts

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

مادرم نیست

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

پارت دوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد🌝نورهای سالن مثل م...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو رینا___سه ماه از رو...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط