#خاکستر_قلب

#خاکستر_قلب
#part_23
#ادامه‌پارت
فکر کنم مرلین بود اما مطمئین نبودم پس لب زدم

+ تو اونو برای خودت میخای؟ میخای بهش تجاوز کنی؟ میخای اذیتشکنی؟ چطور؟ بازم میخاین منو نابود کنین؟ من دوسش دارم لطفا برام برش گردون!

خنده ی اعصباتی ای کرد و لب زد

€ دوست داشتن اینطوری؟ اونو برده ی خودت کردی نامرد! حداقل پیش من خوش حاله منم دوسش دارم!

€ پس اون تو نبودی که میخاستی بهش تجاوز کنی؟

€ چرا، قبلا بود اما الان عوض شدم ، دوسش دارم میفهمی ؟

یهو صدای دختره بلند شد این دفعه واضح تر بود

- برای چی اینجا زنگ زدی ار

میخاست بگه ارباب ولی مکث کرد و ادامه داد

- جیمین؟ من حالم خوبه نیازی به دلتنگیه تو ندارم، میفهمی؟
دیدگاه ها (۲)

ادامه اگه روز مرد براشون کادو بخریم :تاکئومی : ات : تاکئومی ...

تکپارتی تهیونگ

کپشننننننن😫🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و دو یه قدم به عقب رفتم که اخ...

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

پارت پنجم

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

پیمان نقره ای

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» بعد ادامه داد:مینهو: «من ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط