{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید محکم تر میزدی

باید محکم تر میزدی
باید حرف هایت را طوری محکم میزدی
توی گوشم که همان جا
نقش کاشے های اتاق میشدم
و دیگر چشم هایم را باز نمے کردم
باید محکم تر میزدی که مجبور نباشم
هر صبح چشم هایم را باز کنم
و ببینم که مرده ام اما نفس مے کشم
ببینم که لبه ی تخت نشسته ام
رژ لب میزنم
چشم هایم را سیاه مے کنم
باید مرد میبودی و محکم تر میزدی
آنقدر محکم که جنازه ام شاپرک مے شد
و مجبور نبود تا همه ی روز را
روی تاب به دیوار روبه رویش خیره شود
وshe and her darkness
گوش کند و مجبور نبود
صبح ها را کش بدهد
تا به شب برسد و شب قرص بخورد
که بخوابد
باید همان روز مرا میکشتے
دیدگاه ها (۱)

وﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ!ﺣﺘﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺯﺷﺘﯽ‌ﻫﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﯽ‌ﭘَﺮَﺳﺘَ...

تنهــــایی خیلی واژه ی سنگینیـــهآنقـــدر که خیلی هـــازیـــ...

اتاق من تنهاستاتاق من در انتظار جسمے ایستروح اتاق من مردهماد...

چنگ می‌زنم به خیالت!مشتم را که باز میکنم غمگین‌تر می‌شوم...ع...

بفرمایید بلاخره این پارت رو هم نوشتم حالا بخونین کیف کنین .س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط