مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن

مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن

آن سوی تاریکی ، بر پهنه ی زندگی

آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و

باران سرود آفتاب را تکرار می کند

راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید

و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد

لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را

در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید

و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد

پنهان کن مرا

در آغوشی که نامش دوست داشتن است ...
دیدگاه ها (۳)

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

رمان هفتمین سایه

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

پنهان کن در آغوشت مرامرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن...

عاشقانه

عاشقانه

شعر

...ناز آن‌چشمان مستت کی مرا دیوانه کرد؟در سرم دردی‌‌نشست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط