میترسم که یه روز برگردی اما
میترسم که یه روز برگردی اما
اونقدر دیر که چشام کور شده باشه
اونقد دیر که فاصله ی من از جوونی
اندازه ی یه عمر دور شده باشه
حرفایی که به گوشم میرسه هر روز
میترسونه منو کجایی برگرد
اونقد که با فکر تو قدم زدم هرشب
تنها موندم تنها خوندن بیا برگرد
من از پشت پنجره نشستم و زل زدم
این مسیرو هی نگاه کردم اما نبودی
دیوار اتاقم هی خط کشیدم و
خط زدم روزای زندگیمو
گفتم میاد به زودی
به زودی
اونقدر دیر که چشام کور شده باشه
اونقد دیر که فاصله ی من از جوونی
اندازه ی یه عمر دور شده باشه
حرفایی که به گوشم میرسه هر روز
میترسونه منو کجایی برگرد
اونقد که با فکر تو قدم زدم هرشب
تنها موندم تنها خوندن بیا برگرد
من از پشت پنجره نشستم و زل زدم
این مسیرو هی نگاه کردم اما نبودی
دیوار اتاقم هی خط کشیدم و
خط زدم روزای زندگیمو
گفتم میاد به زودی
به زودی
- ۲.۲k
- ۲۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط