رمان شازده کوچولو
رمان شازده کوچولو
پارت ۱۲۵
..:من نمیتونم کاری کنم ارباب ممکنه جونشون واز د....
ارسلان: خفشو یه مانتو از کمد ور داشتم و سعی کردم تنش کنم بغلش کردم و به سمت ماشین بردم با آخرین سرعت ماشین و میروندم از بین ماشین ها لایی میکشیدم به شهر که رسیدم از چراغ قرمز ها عبور کردم دیانا رو بردم روی یک برانکارد گذاشتم چشاش داشت از درد بسه میشد نفساش خیلی آروم بود ضربانش کند میزد
پرستار: حال بیمار اورژانسی سریعا باید به اتاق عمل بره آقا این فرم و پر کنید
ارسلان:با دست لرزون فرم و پر کردم
دکتر:زایمان زود رس بوده و بچه ها باید یک ماه توی دستگاه باشن و همسرتون یک هفته باید تو بیمارستان بستری باشه
پارت ۱۲۵
..:من نمیتونم کاری کنم ارباب ممکنه جونشون واز د....
ارسلان: خفشو یه مانتو از کمد ور داشتم و سعی کردم تنش کنم بغلش کردم و به سمت ماشین بردم با آخرین سرعت ماشین و میروندم از بین ماشین ها لایی میکشیدم به شهر که رسیدم از چراغ قرمز ها عبور کردم دیانا رو بردم روی یک برانکارد گذاشتم چشاش داشت از درد بسه میشد نفساش خیلی آروم بود ضربانش کند میزد
پرستار: حال بیمار اورژانسی سریعا باید به اتاق عمل بره آقا این فرم و پر کنید
ارسلان:با دست لرزون فرم و پر کردم
دکتر:زایمان زود رس بوده و بچه ها باید یک ماه توی دستگاه باشن و همسرتون یک هفته باید تو بیمارستان بستری باشه
- ۴.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط