دلدرد شدیدی داشتم انقدر که نمیشد تحملش کرد
دلدرد شدیدی داشتم انقدر که نمیشد تحملش کرد
اشکام همینطوری میریختن
بارون میبارید
چتر نبرده بودم
برای همین مجبور شدم تا بیمارستان خودمو بغل کنم
و تو باز خوابیدی و من جا گذاشتمت اون بیرون
فک کنم نمیخوای برگردی پیش من
برای همین هربار خودتو میزنی به خواب
حالا که دیگه نمیخوای برگردی چرا از خودت نشون گذاشتی؟
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
اشکام همینطوری میریختن
بارون میبارید
چتر نبرده بودم
برای همین مجبور شدم تا بیمارستان خودمو بغل کنم
و تو باز خوابیدی و من جا گذاشتمت اون بیرون
فک کنم نمیخوای برگردی پیش من
برای همین هربار خودتو میزنی به خواب
حالا که دیگه نمیخوای برگردی چرا از خودت نشون گذاشتی؟
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
- ۱.۱k
- ۰۴ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط