{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتیشم نزن از بوسه ی مستانه،دوباره

آتیشم نزن از بوسه ی مستانه،دوباره
من توبه نکردم که خورم باده،دوباره
بی قیـــــــدم و آواره و دیوانه، بماند
قلبی نشکستم که شوم شانه، دوباره
وا مانـــده به کار دل بی تابم و هرگز
نازی نخرم تا نزنـــــــم چانه ،دوباره
شش گوشه ی دل را نخریدی که فروشی
هر شب به هوس بازی ی بیگانه،دوباره
روزی که نشــــد چشم ترم ، مانع رفتن
گفتم به دل از پوچی ی افسانه،دوباره
سازی که به ناکوکی اغیــــــــــار نوازد
باید شِکند کُنــــــج همان خانه ،دوباره
سر میکنــــــم از بخت بَدم ،با غم ِ ایام
لعنــــــت به تو و بغض غریبانه ،دوباره
دیدگاه ها (۷)

من روی درختان افرا و انجیردلتنگیهایم را می نویسمو روی نوشته ...

ما این همه سخت جان نبودیم ، شدیم!محتاج به دیگران نبودیم ، شد...

دیری است دلم در به در و خانه به خانهتا کی ، به که یابد ز تو ...

دیگر به شانه های تو خو کرده ام مرودل در کمند حلقه مو کرده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط