{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
#استری_کیدز
#درخواستی
#اسمات

وقتی عضو نهمی و ت حریک میشن(اعضا روتون کراشن)

چان: توی اتاقش بودی که تو ابایات خیلی کوتاه وبازن و چان خیلی تح ریک شده وبزور خودشو گرفت و نمیتونه ازت چشم ببره بعدش کنارهم نشستین و تو خواستی بری ومچتو گرفت وتورو روپاش گذاشت و خماری نگات کرد وتو شوک شدی وبعد بدون حرف لباتو بوسید و....

لینو: این خجالت درکارش نیس😐☠️

چانگبین: یه خوابی دیده بود که روت بود وجانگبینم روت کراش بود بعد توی پاشگاه بودید شما دوتا وتوی اتاق بودید داشتین وسایلاتونو جمع میکردید که چانگبین از کمزت گرفت وبه خودش نزدیکت کرد وگفت
چانگبین: ات عاشقتم باهام قرار میزاری
ات....
چانگبین: ات....
وباقرار کرفتن لبات رولباش وچند ثانیه گذشت وازهم جدا شدین وجانگبین پاپوزخند نگات کرد
چانگبین: بیب توخونه کار داریم....

هیونجین: میگم بچها درقفله وصداهای عجیبی از این اتاق درمیاد خیلی ترسناکن

هان: تو توحموم بودی وداشتی حموم میکرد و خود حموم شیشه ای بود و هان اومد تو حموم خواست مسواک بزنه و تورو دید که قطره های بود روی بدنت جاری میشن وبخار توهوا میپیچید هان دیگه نتونست خودشو بگیره ولباساشو دراورد واروم رفت سمت حموم ودرو باز کرد و واردش شد واز پشت خودشو یهت چسبوندکه شوک شدی وگفت
هان: هیشش بیب گرل مخالفت نکن چون کارهای خوبی داریم(اهم)

فلیکس: تو تواتاقت بودی وداشتی لباس میپوشیدی که فلیکس بدون در زدن وارد اتاق شد و تو با لباسای زیرت بود بدن سفیدن وبا سوت ین وش ورت زرشکی خیلی به بدنت میاد وفلیکس خمار نکات کرد وتوهم داد زدی گفتی
ات: یاا فلیکس برو بیرون
فلیکس بدون هیج حرفی بهت حمله کرد وروتخت هلت داد و روت خی مه زد ولباش رولبات گذاشت

سونگمین: باهم ازدواج کردین وامشب شب عروسیتونه و میدونی که چیمیشه😈😈😐✨

ای ان: جونگین همه اعضا توی صالون بودندتوهم بودی ثتو پیش جونگین نشستی وجونگین داشت باگوشیشو ور میرفت که یه کلیپی نسبتن توش نماز بود اومد وقتی دیدش خیلی داغ کرد وبعد تو یه شلوارک تا بالای زانوهات اونم رونات دراومدن بعد به رونات زل زد وگفت
ای ان: ات هدفونم کجا گذاشتیش(روزقبل ات هدفون دستش بود)
ات: امم توی اتاقمه
ای ان: بیا هردمونو بیاریمش
ات: نه لازم نیس
ای ان: پس من میرم تو اتاقم وتوبیارش
ات: اوک
بعد هردوتون پاشدید و ات رفت تو اتاقش تا هدفونو بیاره ولی جونگین پشتش رفت و به دیوار پینش کرد وگفت
ای ان: هیش بیب تا صبح میخوام نالهاتو بشنوم
ات: ج. جونگین...
با قرار کرفتن لباش رولبات حرفت نصف مونده و بعد.... انالله واناالیه راجعون

نظر درکامنت💜😈✨
دیدگاه ها (۱۶)

#the_mafias_night_slave P14اون مرد تکیون بود شوکه شدم ازم چی...

#the_mafias_night_slave P15خواست شلیک کنه که در با شتاب محکم...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستیوقتی وسط ـ..... گریه میکنی چان: ...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستیوقتی اولین بارته ومیترسی چان: بی...

چند پارت گذاشتم و این که این پست۱۳تا لایک بخوره من یک رمان د...

سه پارتی از هان: (وقتی عضو نهمی دعواتون میشه و توی کنسرت مجب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط