themafiasnightslave
#the_mafias_night_slave
P15
خواست شلیک کنه که در با شتاب محکمی شکسته شد که هیون بود و هیون خواست نزدیک ات بشه و تکیون گفت
تکیون:نزدیک نشو وگرنه ات رو شلیک میکنم
هیون:هیییی ع وضی تفنگو پایین بزار
تکیون:نه من میخوام اونو بکشم
هیون:چرا میکشیش چکار کرده
تکیون:من ازش خوشم میاد ولی اون ازم خوشش نمیاد و میخوام بکشمش
هیون:هوی مگه دسته بکشیش
ات:هوی م ردیکه ع وضی ولم کن(داد)
که تکیون نگاهشو به ات داد که هیون اومد و تفنگو از تکیون گرفت و به تکیون شلیک کرد که تکیون بیهوش شد و هم خون روصورت ات افتاد که ات هم جیغ کشید که هیون پیشش اومد و دستو پاهاشو باز کرد و عصبی بود که گفت
هیون:به چه جرئتی بیرون رفتی هااا
ات:من من نمیخوام تو خونت باشم میخوام برا بابام میرم
هیون:بیخود
که هیون ات براید بغل کردو تو ماشین گذاشت که هم ات خیلی داد میزد که هم راننده حرکت کرد
فلش بک به عمارت
وارد عمارت شدن که هیون ات رو براید بغل کردو از ماشین خارج شد و ات رو تو اتاقش برد و رو تخت انداخت و گفت .....
نظردرکامنت💜✨
P15
خواست شلیک کنه که در با شتاب محکمی شکسته شد که هیون بود و هیون خواست نزدیک ات بشه و تکیون گفت
تکیون:نزدیک نشو وگرنه ات رو شلیک میکنم
هیون:هیییی ع وضی تفنگو پایین بزار
تکیون:نه من میخوام اونو بکشم
هیون:چرا میکشیش چکار کرده
تکیون:من ازش خوشم میاد ولی اون ازم خوشش نمیاد و میخوام بکشمش
هیون:هوی مگه دسته بکشیش
ات:هوی م ردیکه ع وضی ولم کن(داد)
که تکیون نگاهشو به ات داد که هیون اومد و تفنگو از تکیون گرفت و به تکیون شلیک کرد که تکیون بیهوش شد و هم خون روصورت ات افتاد که ات هم جیغ کشید که هیون پیشش اومد و دستو پاهاشو باز کرد و عصبی بود که گفت
هیون:به چه جرئتی بیرون رفتی هااا
ات:من من نمیخوام تو خونت باشم میخوام برا بابام میرم
هیون:بیخود
که هیون ات براید بغل کردو تو ماشین گذاشت که هم ات خیلی داد میزد که هم راننده حرکت کرد
فلش بک به عمارت
وارد عمارت شدن که هیون ات رو براید بغل کردو از ماشین خارج شد و ات رو تو اتاقش برد و رو تخت انداخت و گفت .....
نظردرکامنت💜✨
- ۷.۵k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط