تو را از شيشه میسازد، مرا از چوب میسازد
تو را از شيشه میسازد، مرا از چوب میسازد
خدا کارش درست است، اين و آن را خوب میسازد
تو را از سنگ میآرد برون، از قلب کوهستان
مرا از بيدِ خشکی در کنار جوب میسازد
در آتش میگدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد
به سوهان میتراشد تا مرا مطلوب میسازد
تو را جامی که از شير و عسل پُر کردهاش دهقان
مرا بر روی خرمن برده خرمنکوب میسازد
تو را گلدان رنگينی که با يک لمس میافتد
مرا گرد سرت میچرخم و جاروب میسازد
تو از من میگريزی می روی تا مصر رؤياها
مرا گرگی کنار خانهی يعقوب میسازد
مرا سر میدهد تا دشتهای آتش و آهن
و آخر در مصاف غمزهای مغلوب میسازد
خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی
يکی را شيشه میسازد، يکی را چوب میسازد ...!!!« محمد کاظم کاظمی »
خدا کارش درست است، اين و آن را خوب میسازد
تو را از سنگ میآرد برون، از قلب کوهستان
مرا از بيدِ خشکی در کنار جوب میسازد
در آتش میگدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد
به سوهان میتراشد تا مرا مطلوب میسازد
تو را جامی که از شير و عسل پُر کردهاش دهقان
مرا بر روی خرمن برده خرمنکوب میسازد
تو را گلدان رنگينی که با يک لمس میافتد
مرا گرد سرت میچرخم و جاروب میسازد
تو از من میگريزی می روی تا مصر رؤياها
مرا گرگی کنار خانهی يعقوب میسازد
مرا سر میدهد تا دشتهای آتش و آهن
و آخر در مصاف غمزهای مغلوب میسازد
خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی
يکی را شيشه میسازد، يکی را چوب میسازد ...!!!« محمد کاظم کاظمی »
- ۴۵۹
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط