{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک:بی حد و مرز

اسم فیک:بی حد و مرز

[پارت 3]
مگان:تا به خودم اومدم توی شکمم چاقو فرو رفته بود نتونستم جلوی خودمو بگیرم و یه جیغ و گریه بلندی کردم آنقدر بلند بود که راننده گوش هاشو گرفت

فلش بک پیش ارمان

ارمان:یهو دیدم ماشین دیگه حرکت نمیکنه شوک شدم‌ چون تازه ماشین رو پر کرده بودم از بنزین ولی خب چه میشه کرد پیاده شدم که بزنین بریزم تو باک ماشین دیدم بنزین تموم کردیم اونم تو اوج آفتاب مونده بودم چیکار کنم که یهو یه ماشینی رو دیدم گفتم شاید راننده ی اون ماشین دلش برام بسوزه تا بهم بنزین قرض بده


ارمان:(با دوتا انگشت هاش زد به شیشه ی ماشین)
(نکته:شیشه های ماشین دودی بود)
ارمان:اولش توجه نکرد ولی بیشتر ضربه زدم که سریع پیاده شد
راننده:بله؟
ارمان:ببخشید من ماشینم بنزین تموم کرده وسط راه میتونم از بنزینتون یکم بردارم؟
راننده:ماشینتون کجاست؟
ارمان:اونجا(با انگشت اشاره اش ماشینش رو نشون داد)
(بعد از کلی اصرار راضی شد)
ارمان:ممنونم
راننده:باشه تو خودت برو بردار من تلفنم زنگ میخوره میرم اون ور
ازمان:بله حتما ممنونم
مگان:دیدم که یکی هست امیدم برگشت تا میتونستم داد و فریاد زدم و فقط گفتم کمکم کن
ارمان:دیدم که یه دختر تو ماشینه و داره فریاد میزنه یعنی از صدای فریادش مشخص بود که حالش خوب نبود و حسابی گریه کرده و صداش گرفته در ماشین رو باز کردم که یهو جای چاقو رو دیدم تو شکمش شوک شدم‌!!بدون هیچ معطلی بردمش قایمکی توی ماشین خودم
ارمان:وایسا برمیگردم
مگان:باشه(با ناله و بی جونی)
ارمان: سریع رفتم همونجا و در ماشین رو بستم انگار که هیچی نشده و کل بنزین اون رو برداشتم و ریختم تو باک خودم
راننده:خب کارت تموم شد؟
ارمان:اره فقط وایسین من برم تست کنم ببینم ماشین حرکت میکنه که برم
راننده:عام باشه
ارمان:رفتم سوار ماشین شدم و اولش آروم رفتم و بعد با سرعت خیلییییییییی زیاد از اونجا فاصله گرفتم
ارمان:حالت خوبه؟
مگان:ن..ن....ن.‌‌‌‌.ن..نه(با حالت بد)
ارمان:الان میبرمت بیمارستان
(۱۰ دقیقه بعد....)


ادامه دارد........
شرط👇
لایک:۷ تا
بازنشر:۴ تا
کامنت:۱۲ تا
دیدگاه ها (۰)

ساخت خودمممم🥸💕#کپشن_خاص

اسم فیک:بی حد و مرز[پارت 2]مگان:مربی میتونم برم؟مربی:عم وایس...

I need you're body part 18ویو نیلا آقای لمپارد رفت و من یه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط