{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا خدا هست

تا خدا هست
ڪسے تنهانیست

او همین جاست
ڪنار من و تو
سال ها منتظر است
تا بہ سویش بدویم از سرشوق

تا صدایش بزنیم ازسر عجز
و بفهمیم ڪہ او مونس واقعے خلوت ماست
دیدگاه ها (۴)

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۵: «انت...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

پارت پانزدهم — صدای داخل سایرسدرِ اتاق ۰۷ با صدای بلندی قفل ...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وهشتم | خانه‌ی قدیمیلانا، جونگکوک و آرین ب...

شهر در دست قاتلان است‌از دیشب تا حالا که خبر کشته شدن حمیدرض...

when silence became a scream last part

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط